یک واژه عربی است و به معنی( بر او باد سلام) یا (سلام بر او باد) می باشد که معمولا بعد از نام پیامبران الهی بعنوان احترام می آید.
هر دو عبارت (علیه السلام) یا (سلام خدا بر او باد) و (رضی الله عنه) یا (پروردگار از او راضی باشد) دعاهایی ارزشمند و برگرفته از متون قرآنی میباشند.
اینکه به افراد باایمان و اولیای الهی سلام و درود فرستاده و از پروردگار نیز بخواهیم تا او نیز بر آنان درود بفرستد یا راضی باشد، برگرفته از آیاتی مانند آیات ذیل است:
آیات قرآن:
سَلَامٌ عَلَی مُوسَی وَهَارُونَ /سَلَامٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ /سَلَامٌ عَلَی نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ /قَالَ سَلَامٌ عَلَیْکَ /فَقُلْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ /...
آیات قرآن:
رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ / رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ / رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ / رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ /لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ /
مقام «رضا» بالاترین مقام در بندگی خداوند است/ رضایت یعنی پذیرش مسئله نه انفعال .یکی از مقام های بزرگ برای انسان این است که خدا از فرد راضی باشد و فرد هم از خدا راضی باشد و تعبیر «رضی الله عنهم و رضوا عنه» در چندین جای قرآن کریم مطرح شده است.یکی از مقام های بزرگ برای انسان این است که خدا از فرد راضی باشد و فرد هم از خدا راضی باشد و تعبیر «رضی الله عنهم و رضوا عنه» در چندین جای قرآن کریم مطرح شده است.
این که خدا از انسان راضی باشد به این معناست که فرد به گونه ای رفتار کند که رفتار او مورد رضایت الهی باشد و اگر انسان دستورات الهی را اطاعت نماید و از آنچه خدا نهی کرده، دوری کند رضایت الهی را به دست می آورد اما اینکه فرد از خدا راضی باشد به این معناست که فرد به مرحله ای از معرفت برسد که بداند هر آنچه خدا به او می دهد، خیر محض است. این که فرد بداند خدا ذره ای به کسی ظلم نمی کند و جز خیر برای بنده اش نمی خواهد.
«رضا» مرحلهای از کمال
اگر مراحل کمال انسانی را برشماریم، یکی از آنها رسیدن به مرتبه «رضا و تسلیم» است.
رضا و تسلیم، نشانه کامل ایمان و حدّ اعلای یقین و شکر است و از جلوههای شاکر بودن بنده، آن است که به هر چه خواسته الهی باشد، تسلیم باشد و بداند که رضایت یا نارضایتی او در مشیّت خدا تأثیری ندارد.
پس بهتر آنکه به آنچه مقدّر شده راضی باشد، تا هم راحت باشد، هم پاداش ببرد، هم ایمانش تقویت شود.
ادامه مطلب ...
آیه تقرب به خدا / آیه توسل آیهای که به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آیه ۳۵ سوره مائده است:
توسل مصدر باب تفعل از وسیله نیز از همین ریشه اشتقاق یافته و به معنای چیزی است که شخص با آن به غیر نزدیک میشود
توسل از ریشه و ماده"و-س-ل" و در لغت به معنای رغبت در نزدیک شدن به کسی یا چیزی است. و همچنین به معنی تقرب جستن و یا چیزی که باعث تقرب به دیگری از روی علاقه و رغبت میشود؛ میباشد.
توسل در اصطلاح به معنای رغبت داشتن و طلب نزدیکی به خداست که با وسیله قرار دادن اسماء و صفات الهی، قرآن، ایمان به خدا و رسول وی، جهاد و عباداتی مانند نماز و روزه
البته هدف از توسل به معنای مزبور معمولاً رسیدن به حاجاتی چون آمرزش گناهان، کسب کمالات معنوی، دستیابی به امور مادی مورد نیاز و نجات از شداید و گرفتاریهاست.
آیه توسل: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛آیه 35 سوره مائده
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا بترسید و وسیلهای برای تقرب به او بجویید و در راه او جهاد نمایید، باشد که رستگار شوید. در این آیه امر شده است که آدمی برای تقرب الهی وسیلهای بجوید
امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است. (تحت العقول، ص 455)
در خطبه 110 نهج البلاغه امام علی(علیه السلام) وسایل تقرب به خداوند را معرفی فرموده است:
ایمان به خدا و پیامبر، جهاد، نماز، زکات، روزه، حج و عمره، صله رحم، صدقه پنهانی و آشکار، نیکوکاری، یادخدا، پیروی از راه و رسم پیامبر(صلی الله علیه) و عمل به قرآن:
إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى: الْإِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ، وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ، وَ کَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ، وَ إِقَامُ الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ، وَ إِیتَاءُ الزَّکَاةِ فَإِنَّهَا فَرِیضَةٌ وَاجِبَةٌ، وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَابِ، وَ حَجُّ الْبَیْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ وَ یَرْحَضَانِ الذَّنْبَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاةٌ فِی الْمَالِ وَ مَنْسَأَةٌ فِی الْأَجَلِ، وَ صَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُکَفِّرُ الْخَطِیئَةَ، وَ صَدَقَةُ الْعَلَانِیَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِیتَةَ السُّوءِ، وَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ
حدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب حدیث قدسی منقول از امام رضا(ع) در باب توحید و دوری از شرک که بر اساس این حدیث، اعتقاد به توحید باعث نجات از آتش جهنم است.راویان این حدیث همه امامان بزرگوار هستند که از پیامبر گرامی اسلام نقل می شود لذا این حدیث را سِلسِلَةُ الذَّهَب یا زنجیرۀ زرّین نام نهادند.
توحید از اصول دین است.توحید در عربی به معنی تکخداپرستی است و اینگونه باور، بنیادیترین اصل اعتقادی در اسلام و به معنای یکتا و بیمانند دانستن خدا و همچنین بیشریک بودن او در آفریدن جهان هستی است.از دیدگاه قرآن، توحید یا شرک در زندگی انسان نقش اول را برعهده دارد؛ زیرا کردار و رفتار انسان، نمود باور و اندیشه او است.
==پیامبر خداﷺ:التَّوحیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ؛توحید، بهای بهشت است.
منبع:دانشنامه عقاید اسلامی: ج 5 ص 12
==پیامبر خداﷺ:وَالَّذی بَعَثَنی بِالحَقِّ بَشیرا لایُعَذِّبُ اللّهُ بِالنّارِ مُوَحِّدا أَبَدا؛
سوگند به آن کس که مرا نوید دهنده برانگیخت، خداوند هرگز موحد و اهل توحید را در آتش عذاب ندهد.
(التوحید، ص29، ح31)
==قال الامام حسین – علیه السلام – :
ایُّها النّاسُ اِتَقُوا هولآءِ الذّینَ یُشبهُّونَ اللهَ بِانفُسِهم بل هو الله … ؛
ای مردم! مبادا مثل کسانی باشید که خداوند را به خودشان تشبیه می کنند و حال آن که خداوند هرگز همتا، ضد و مانند ندارد./تحف العقول، ص 248
==پیامبر خداﷺ:ما قلتُ و لا قالَ القائِلُونَ قَبلی مِثلَ لا اله الّا الله؛
نه من و نه پیامبران قبل از من، مثل کلمه توحید (لا اله الّا الله) سخنی نگفته ایم.
توحید صدوق، ص 18
==پیامبر خداﷺ:مَنْ قال لا اله الّا الله مُخلِصاً دَخَلَ الْجنةَ … ؛
کسی که لا اله الّا الله را با اخلاص بگوید، وارد بهشت می شود
توحید صدوق، ص 28
==پیامبر خداﷺ: ما من الکلامِ کلمةٌ احبَّ الی الله عزوجل من قولِ لا الهَ الّا اللهُ؛
هیچ کلامی نزد خداوند، محبوب تر از گفتن کلمه لا اله الّا الله نیست.
==پیامبر خداﷺ: خیرُ العبادةِ قولُ لا اله الّا الله؛
عبادت، گفتن لا اله الّا الله است.
==پیامبر خداﷺ: لا اله الّا الله نصفُ المیزانِ؛
کلمه لا اله الّا الله، نصف میزان و عمل است.
==پیامبر خداﷺ: مَن ماتَ وَ لا یُشرکُ بِاللهِ دَخَلَ الجنةَ؛
کسی که بمیرد و حال آن که هیچ گاه شرک به خدا نورزیده باشد، وارد بهشت می شود.
==قال الامام الصادق(ع) :اَساسُ الدّینِ التوحیدُ … امّا التَوحیدُ فَأَنْ لا تَجوَزّ علی ربِّکَ ما جاز علیْکَ؛
اساس دین، توحید است و توحید آن است که سزاوار نشماری پروردگارت را به آنچه خود شایسته آن هستی (صفات مخلوقات را به او نسبت ندهی).بحار الانوار، ج 5، ص 17
==قال امیرالمؤمنین(ع) :وصیَتی لَکُم لا تُشرِکٌوا باللهِ شَیئاً؛
سفارش من به شما آن است که هرگز برای خدا شریکی قرار ندهید./نهج البلاغه، نامه 23
==قال امیرالمؤمنین(ع) : لا اله الّا اللهُ لا شریکَ لَهُ لَیْسَ مَعَهُ اِلهٌ غَیْرُهُ؛
جز خدای یگانه خدایی نباشد و هیچ شریکی برای او نیست (و) جز او معبودی نیست./نهج البلاغه، خطبه35
==قال امیرالمؤمنین(ع) : الْحَمدُ لِلِّهِ العَلِیِّ عَنْ شَبَه الْمَخلُوقِینَ؛
سپاس خداوندی را سزاست که از شباهت داشتن به مخلوقات برتر است./نهج البلاغه، خطبه 213
==
واژهی «مولی» در زبان عرب و در قرآن کریم به هیچ وجه به معنی خلیفه و امام و رهبر و سرپرست نیامده است.
مَولٰی:
واژهی مزبور در قرآن حکیم به صورت مفرد «مَولٰی» و به صورت جمع «موالی» جمعاً بیست و یک بار به معانی زیر آمده است:
الف: به معنی «ربّ و پروردگار» برای خدا در آیهی 62 سورهی انعام و آیهی 30 سورهی یس.
ب: به معنی «نعمت دهنده» برای خدا در آیهی 2 سورهی تحریم.
ج: به معنی «ارث برنده» جمع آن «موالی = وارثان» برای غیر خدا در آیهی 32 سورهی نساء و آیهی 5 سورهی مریم.
د:به معنی «صاحب و همنشین» برای اهل جهنّم در آیهی 15 سورهی حدید.
ه: به معنی «مالک در برابر عبد» برای غیر خدا در آیهی 76 سورهی نحل.
و: به معنی «دوست و یاور» برای خدا و غیر خدا 14 مورد آمده است.
=======
معانی مولی در کتب و فرهنگ لغت های مختلف:
دوست، حبیب، یاور ، دوستدار، طرفدار، دوست دارنده، مُحِب، تابع، پیرو، مهربان، سزاوار، خداوند، مهتر، صاحب، مالک، ،رئیس، خواجه، سید، سر، سرور، آقا، سالار، حلیف، هم پیمان، هم قسم، هم عهد، هم سوگند، آزادکرده شده، آزادکرده، آزادشده، آزادکرده شده، پناهنده، نعمت دهنده، منعم، آزادکننده، مُعْتِق، آزادکننده، آزادی بخش، پرورنده، به مهمانی فرودآینده، نزیل، نگه دارنده. زنهاردهنده، یار، مددکار، یاریگر، یاری دهنده، ناصر، نصیر، یار و یاور، یاری ده، یاور، نعمت داده شده، انعام شده، منعم علیه، بنده، عبد، مملوک، غلام، غلام آزادشده، مولا، غلام، شریک، همنشین، ندیم، همدم، قریب و نزدیک چون پسرعمو و جز آن، همسایه
ابی الحسن موسی بن جعفر فرمود... مولی کسانی اند که ما را دوست دارند/ترجمه تاریخ قم ص 207
آنکه اسلام آورده و با کسی موالات کرده است.
آن کافر که بر دست مسلمان اسلام آورد و ولای او را بپذیرد.
آن کس که بر دست تو مسلمان شود.
=====
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ/سپس [همه] به سوی خدا، مولای(رب و پروردگار) به حقّشان بازگردانده می شوند/انعام62
وَاللَّهُ مَوْلَاکُمْ / و خدا مولای(نعمت دهنده) شما بندگان است/تحریم2
وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِنْ وَرَائِی/و من از این وارثان کنونی برای پس از خود بیمناکم/مریم5
هِیَ مَوْلَاکُمْ / آن(آتش) سزاوار و همنشین شماست/حدید15
وَهُوَ کَلٌّ عَلَىٰ مَوْلَاهُ / و بار دوش مولاى(صاحب و مالک) خود است/نحل76
لَبِئْسَ الْمَوْلَى / چه بد مولا و یاوری/الحج13
أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاکُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى / که خدا سرور شماست چه نیکو سروری/انفال8
هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى / او مولاى شماست چه نیکو مولایى /حج22
ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَأَنَّ الْکَافِرِینَ لَا مَوْلَى لَهُمْ ﴿۱۱﴾چرا که خدا یار و مولای مؤمنانند ولى کافران را مولا و یاوری نیست /محمد11
یَوْمَ لَا یُغْنِی مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَیْئًا /همان روزى که هیچ دوستى از هیچ دوستى نمى تواند حمایتى کند /الدخان 41
اسامی فیلم ها دوبله فارسی و دوزبانه / زیرنویس / بدون سانسور و حذفیات و سانسور شده / زبان اصلی / بلوری / فول اچ دی / فورکی / سریال ایرانی کره ای چینی آمریکایی خارجی / 2160p /
─═हई╬SOBHAN╬ईह═─