امام ابو حنیفه
نعمان بن ثابت رحمه الله
تولد:امام ابوحنیفه
در سال هشتاد هجری در شهر کوفه متولد شد.
وفات: در سال ۱۵۰ هجری قمری در بغداد و در زندان منصور
خلیفه عباسی درگذشت.
شغل: شغل وی بَزّازی
یا همان تجارت پارچه و لباس بود.
پدر: ثابت پدر امام ابوحنیفه که از بزرگان
سرزمین فارس بود در کوفه اقامت گزید و به کار تجارت پرداخت که در این کار مهارت زیادی
داشت و توانست موقعیت اجتماعی خانوادگی پیش تر خود و توانگری و آسایش آن را بازیابد.
ثابت کسی بود که
با امام علی (رض) ملاقات نموده و حضرت علی (رض) برای او و فرزندانش دعای برکت و
فزونی نموده بود.
امام ابوحنیفه بعلت
نپذیرفتن پیشنهاد ابوهبیره والی کوفه در زمان بنی امیه به زندان افتاد و به شدت و
به مدت چندین روز پیاپی بگونه ای بسیار دردناک مورد کتک آزار قرار گرفت تا آنکه بیهوش
گردید.
اساتید:
1- حمّاد بن ابی
سلیمان:از سن 22 سالگی به مدت 18سال درس فقه
2- ابراهیم نخعی
3- علقمه بن قیس
شاگرد عبدالله بن مسعود، علم فقه و حدیث
ملاقات ابوحنیفه
با قتاده رضی الله یکی از بزرگترین علمای حدیث
نکته ها:
علاقه ی زیاد وی
به فقه تئوری
ترجیح حدیث
متواتر بر خبر آحاد
ترجیح سنت (حتی
حدیث مرسل یا ضعیف) بر قیاس
شیوه ی ایشان
شامل استحسان بود (جستجوی بهترین چیز برای پیروی )
کسب دانش از
اصحاب عبد الله ابن عمر از عبد الله ابن عمر(اهل حدیث)
کسب دانش از
اصحاب عبدالله ابن عباس از عبد الله ابن عباس
کسب دانش از
اصحاب عبد الله ابن مسعود از عبد الله ابن مسعود ( اهل رای).
ابوحنیفه نخستین
کسی بود که دو مذهب، اهل حجاز که اهل حدیث بودند و اهل عراق که اهل رای بودند را
باهم جمع نمود.
ابوحنیفه از
چهار هزار عالم از تابعین کسب علم نموده و در زمان تابعین فتوا صادر می نمود.
ابویوسف شاگرد
امام ابوحنیفه فقه ابوحنیفه را به صورت یک کتاب تدوین نمود،
محمد بن حسن
شاگرد دیگر امام ابوحنیفه کل فقه امام ابوحنیفه و اجتهادات دیگرش که وی از آن
منصرف گشته بود را به صورت کتاب در آورد،و کتاب هایی به نام «ظاهر الروایه» در دست
هستند که همگی نوشته ی امام محمد میباشند.
ابویوسف و محمد
هر دو به جمع آوردن احادیثی که امام در فتاوایش روایت می نمود به عنوان مستنداتی
برای فقه وی می پرداختند مانند کتاب آثار و سایر کتب و احادیث بسیاری که در این
کتاب ها گردآمدند.
شیوه ی امام
ابوحنیفه بر آموزش مبتنی بود بر سؤال و اقناع به یک رأی و سپس گفتن اینکه اما نظر
من جز این می باشد.
یاران وی توانایی و دانش دادن
فتوا و حکم شرعی و نحوه ی اندیشیدن در مورد آن بودند.
امام ابوحنیفه
نخستین کسی بود که مسائل فقهی را برحسب موضوعات آن بخش بندی نمود؛ طهارت، نماز و …
امام ابویوسف در
بیشتر موارد مسائل فقهی را در دفاتری گرد می آورد تا آنکه عدد مسائل گردآوری شده
به پانصدهزار مسأله رسید.
شاگردان زیرک و
دانشمند وی که تعدادشان به هفتصد و سی استاد می رسید به کشورهای خود خصوصاً
افغانستان و بخارى و هند و … بازگشتند.
بنابراین فقه
امام ابوحنیفه در شرق و غرب و شمال وجنوب گسترده شد. تا بدانجا که علی بن سلطان
قاری متوفى سال ۱۰۱۴ هجری قمری یک سوم مسلمانان جهان را پیرو مذهب امام ابوحنیفه تخمین
زد.
بعدها ابویوسف
به منصب قضاوت رسید و این منصب را در خلافت سه خلیفه مهدی، هادی و هارون الرشید
برعهده داشته باشد.
سپس به عنوان
قاضی القضات شناخته شود و براساس مذهب ابوحنیفه قضاوت می نمود،
و همچنین اغلب
قضاتی که او منصوب می نمود و تألیفاتی که در دارالخلافه تدوین می گشتند همگی
براساس مذهب ابوحنیفه بودند.
همه ی این مسائل
و دیگر موارد باعث گردید که فقه امام ابوحنیفه بیشتر از دیگر فقه هایی که پیش از
آن وجود داشتند انتشار یابد.
پیکره ی امت
اسلامی نیز برای آنکه رای و اندیشه ی مبتدعان از رای و اندیشه ی جامعه ی اسلامی
تمایز یابد، اسمی را برای خود انتخاب کردند و این کلیت امت اسلام را اهل سُنت و
جماعت نام نهادند که همان چیزی بود که رسول خدا (ص) و صحابه و تابعین بر آن بودند
و سواد اعظم امت اسلامی را تشکیل می دادند.
با ظهور ائمه ی
اربعه(امام ابوحنیفه،امام شافعی،امام احمدبن حنبل،امام مالک) مردم نیز به سوی آنان
متمایل شدند تا از فقه آنان بهره برده و از علم ایشان سیراب گردند.
این ائمه حسن و
کمالی در استنباط داشتند که باعث رویکردن مردم به سوی آنان و آموختن دانش از ایشان
می گشت.
ائمه ی اربعه
مردم را بر منهج اهل سنت و جماعت و عقیده ی صحیح گردآورده و مردم را از بدعت ها
برحذر می داشتند و با تمام قدرت از اسلام دفاع می نمودند.
امام ابوحنیفه
کتاب «الفقه الأکبر» را برای تبیین عقیده ی اسلامی و پاسخگویی و رد عقیده ی مبتدعه
به رشته ی تحریر درآورد.
نقل شده که مسندی
نیز داشته اما چنانچه معلوم است این مسند چیزی است که ابویوسف از ابوحنیفه برگرفته
و در کتابی به نام « الآثار» گردآورده است.
عبد الله ابن
مسعود :
بزرگترین مفسر
قرآن در زمان خود و دومین مفسر قرآن
او ششمین مردی
بود که مسلمان شد.
وی از اولین
حافظین قرآن در زمان رسول الله (ص) بود.
علقمة بن قیس:
به این دلیل که
زیاد نماز مىگزارد به او «ابوالصلاة» مىگفتند
علقمه، یکى از
شش شاگرد عبداللّه بن مسعود بود.
یکى از پیشگامان
فقه و حدیث بود.
مذهب حنفی بر
هفت اصل استوار است که عبارتاند از:
قرآن/سنت/قول
صحابه/قیاس و رای/استحسان/اجماع/عرف
تسلط ابوحنیفه
بر علم کلام بیش از احاطه او به علوم فقهی موجب معروفیت او شدهاست.
ابوحنیفه به سبب
شهرت در علم و تقوا توسط عمره بن هبیره، قاضی القضاه شهر کوفه شد و بخاطر آنکه
بعدها منصور خلیفه عباسی قصد انتصاب او را به سمت قاضی بغداد داشت اما چون با
مخالفت ابوحنیفه مواجه شد، وی را به زندان افکند.
پیروان ابوحنیفه،
مذهب و روش او را اهل رای مینامند زیرا ابوحنیفه قائل به رای است چنانکه بعد از
صدور هر فتوایی و حکمی عنوان میکرد این نظر ماست و چنین شرط میکرد که اگر پیروین
در این مسئله اجماع نداشته باشند، مخالفت او هم در همین مقام است.
اوبا اهل حدیث
مخالف بود و تنها در شرایطی اقدام به قبول احادیث متواتر میکرد که از تابعین نقل
شده باشد و حدیث و خبر مفرد را قبول نداشت.
این شیوه او میتواند
بخاطر متکلم بودن او و تأثیرش در روش فقهی وی باشد.
همچنین او قیاس
و استحسان را هم بهعنوان اصول در اجتهاد پذیرفت.
1-پایبندی
امام به کسب حلال
2-توجه و تاکید
وی بر آراستگی ظاهر
3-کوشش
وی در جستجوی علم