کیمیای روح

رنگین کمان عشق دوباره طلوع کن

کیمیای روح

رنگین کمان عشق دوباره طلوع کن

زندگانی امام شافعی رحمه الله

زندگی نامه امام شافعی (ره)


محمد بن ادریس بن عباس شافعی مطلبی


 در سال (150) هـ در شهر غزه دیده به جهان گشود و وقتی دو سال از عمر ایشان می‌گذشت خانواده‌اش به شهر مکه‌ی مکرمه نقل مکان نمودند.


پدرش را در کودکی از دست داد، و مادرش عهده دار سرپرستی او شد.


مادرش وقتی او را به دنیا آورد خوابی دید: در خواب دید که گویا سیاره ی مشتری از بطن او خارج گشت و در مصر فرود آمد و پاره هایی از آن در هر شهری پراکنده گشت. خوابگزاران این خواب را چنین تعبیر نمودند که از شکم این زن دانشمندی به دنیا می آید که علم و دانش وی ابتدا در مصر محدود شده و سپس در دیگر شهرها گسترش می یابد.

  ادامه مطلب ...

امام مالک رحمة الله علیه

امام دارالهجره مالک‌ بن أنس – رضی الله عنه

نسب و محل تولد امام مالک -رحمة الله علیه-

او: ابو عبدالله مالک‌بن انس بن مالک بن أبی عامر ازدی الأصبحی از قبیله حمیر می باشد در سال 93 ه‍. ق.  در مدینه منورة بدنیا آمد.


دوران تحصیلی امام مالک رحمه الله و کوشش وی در یادگیری

امام مالک رحمة الله علیه در طلب علم کوشا و جدی بودند ایشان  مدت 7 سال در محضر ابن هرمز به کسب علم مشغول شد. و خود امام نقل شده است که: در هنگام ظهر در زیر آفتاب که هیچ سایه‌ای نبود انتظار خارج شدن نافع بردة آزادشدة عبدالله ابن عمر -رضی الله عنهم- را می‌کشید. پس از اینکه از خانه خارج می‌شد به یک شکلی خود را با او رسانده و سلام میکرد و  از او سؤال می‌کرد که عبدالله بن عمر در این مسأله چه می‌گفته است؟


او جویای احادیثی بود که ابن شهاب زهری رحمه الله روایت می‌کرده است. و روزی در پشت دروازه او نشست تا اینکه امام زهری خبر شد و او را به داخل خانه خواست و از امام زهری درخواست کرد که برایش حدیث روایت کند و او برایش چهل حدیث روایت کرد، امام مالک طلب زیادت کرد مگر امام زهری برایش گفت: کافی است. اگر تو این چهل حدیث را حفظ کرده‌ای از جملة حفّاظ هستی. امام مالک رحمه الله گفت: آیا این احادیث را الان برایت از حفظ تکرار کنم؟ امام زهری دفتر را از او گرفت و امام مالک رحمه الله احادیث را تکرار کرد. امام زهری گفت: برخیز که تو کیسة علم هستی.


تحقیق و بررسی امام درباره راویان حدیث و علماء

 از امام مالک رحمه الله روایت شده است که فرمود:

این علم (حدیث رسول‌الله -صلى الله علیه وسلم-)، دین است پس بنگرید از چه کسانی دینتان را می‌گیرید.

و همجنین فرموده اند:

از چهار کس علم فرا نگیرید: از نادان و از صاحب بدعتی که مردم را به بدعت خود دعوت می‌کند و از دروغگو اگرچه بر پیامبر دروغ نمی‌بندد و از عالمی که دارای فضل و تقوی است اما نمی‌داند دارای چه علمی است و نمی‌داند که چه چیز را روایت می‌کند.


و در مورد شیوخ و شاگردان امام مالک رحمه الله مناسب می بینم که قول امام ابن کثیر را نقل کنم که ایشان فرموده اند: امام مالک از بسیاری از تابعین حدیث روایت کرده و علمای بزرگ از آن جمله سفیان ثوری و سفیان بن عیینه و شعبه و عبدالله بن مبارک و اوزاعی و ابن مهدی و ابن جریج و لیث و شافعی و یحیی بن سعیدالقطّان و استادانش ابن شهاب زهری و یحیی بن سعید انصاری رحمهم الله تعالی از امام مالک علیه الرحمه حدیث روایت کرده اند.


امام ذهبی رحمة الله علیه می‌گویند: از او افراد زیادی حدیث روایت کرده اند که شاید قابل شمارش نباشند.


زرقانی رحمه الله می‌گویند: روایت‌کنندگان از امام مالک به قدری زیاد است که هیچ یک از ائمه اینقدر راوی که از آنها روایت کنند نداشته‌اند. و خطیب بغدادی کتابی دربارة راویان او نوشته که تعداد آنها را 993 نفر ذکر کرده است.


شاگردان امام هم زیاد می‌باشند که از آن جمله‌: عبدالله بن وهب و أشهب بن عبدالعزیز و عبدالله بن عبدالحکم و عبدالرحمن بن قاسم بن خالد و غیره می‌باشند.


از امام مالک -رحمة الله علیه- حرص زیادش در پیروی از سنت پیامبر -صلى الله علیه وسلم- و زندگی صحابه و مخالفت و کراهیت شدید با بدعت روایت شده است.


ابن عبدالبر در کتاب «الانتقاء» در باب نظر امام مالک دربارة اهل هوی و هوس از امام مالک نقل می‌کند که گفتند:


هیچ آیه‌ای در قرآن سخت‌تر و شدیدتر بر اهل هوی و هوس از این آیه نمی‌باشد:


﴿یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ﴾ (آل عمران: 106). (روزی که سفید می‌شود صورت‌هایی و سیاه می‌شود صورت‌هایی.)


 و این واقعه از امام مالک مشهور شده است که شخصی از او دربارة آیه ﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى﴾ (طـه: 5) سؤال کرد که استواء چگونه می‌باشد. امام پس از مدتی سکوت جواب دادند: استواء معلوم است اما کیفیت و چگونگی آن مجهول و نامعلوم و سؤال کردن دربارة استواء بدعت و ایمان آوردن به آن واجب است.


ابن‌العربی از زبیربن بکّار نقل می‌کند که شخصی از امام مالک رحمه الله سؤال کرد از کجا احرام ببندم؟ گفتند: از ذوالحلیفه جایی که رسول‌الله -صلى الله علیه وسلم- احرام بسته‌اند. آن شخص با اصرار می‌گفت که می‌خواهم از مسجد پیامبر احرام ببندم. امام مالک گفتند: من از «فتنه» بر تو می‌ترسم. آن شخص گفت: آیا اگر چندین میل زیادتر، احرام ببندم در آن فتنه‌ای هست؟ امام گفتند: چه فتنه‌ای بدتر از اینکه می‌پنداری، می‌خواهی فضیلتی را انجام دهی که رسول‌الله -صلى الله علیه وسلم- آن را انجام نداده است. و خداوند می‌فرماید:


﴿فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ﴾ (النور: 63) (نور: 64). (پس‌ کسانی‌ که‌ از فرمان‌ او تمرد می‌کنند- باید برحذر باشند از آن‌ که‌ فتنه‌ای‌ بدیشان‌ رسد یا به‌ عذابی‌ دردناک‌ گرفتار شوند)


و از صفاتی که الله متعال به امام مالک رحمه الله بخشیده و در اخبار و روایات نقل شده، هیبت و وقار وی می‌باشد. خلیفه هارون‌الرشید گفته است: در بین علماء هیچ‌کس باهیبت‌تر از مالک و باتقوی‌تر از فضیل‌بن عیاض ندیده‌ام. سعیدبن مریم گفته است: باهیبت‌تر از مالک ندیده‌ام تا آنجایی که باهیبت‌تر از حاکم بود. زیاد بن یونس گفته است: نه عالمی و نه عابدی و نه دزدی و نه امیری باهیبت‌تر از مالک ندیده‌ام.


امام شافعی گفته اند: از هیچ کس همانند مالک، در هنگامی که به او نگاه می‌کردم نترسیده‌ام.


اقوال علماء در مورد امام مالک رحمه الله تعالی:


امام شافعی -رحمة الله علیه- فرموده است: هنگامی که حدیثی از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب رضی الله عنهم نقل شود پس مالک همانند ستاره‌ای می‌درخشد.


همچنین می‌گویند: مالک حجت و دلیل خداوند بر خلقش بعد از تابعین است یحیی‌بن سعید و یحیی‌بن معین گفته اند: مالک امیرالمؤمنین در حدیث است. احمدبن حنبل -رحمة الله علیه- فرموده اند: کسی که از امام مالک بدش می‌آید بدان که او از اهل بدعت می‌باشد.


و اوزاعی درباره امام مالک رحمه الله گفته: عالمِ علماء و عالم اهل مدینه و مفتی حرمین. ابن کثیر در «البدایه و النهایه» گفته است: و صفات نیکوی امام خیلی زیاد است و ثناءٍ ائمه بر او بیشتر از این است که بتوان در اینجا ذکر کرد.


یحیی‌بن معین گفته اند: هیچ کس را حافظ‌تر از امام مالک و سفیان ثوری برای احادیثی که خود روایت می‌کنند، ندیده‌ام.


سفیان ثوری فرموده: مالک از حافظ‌ترین علمای عصر خود می‌باشد.


سخنان گهربار و حکمت‌های امام مالک رحمه الله تعالی


سخن هر کس قابل قبول و رد کردن می‌باشد مگر سخن صاحب این قبر، یعنی رسول‌الله -صلى الله علیه وسلم-.

تواضع، ترک ریا و شهوت‌طلبی است.

هیچ شخصی، صالح و پرهیزگار نمی‌گردد مگر زمانی که از اقوال و افعالی که به درد او نمی‌خورد اجتناب کند در این صورت است که خداوند دریچة قلبش را برایش می‌گشاید.

حکمت، نوری است که خداوند در قلب بنده‌اش می‌تاباند.

سپر عالم در مسائلی که نمی‌داند کلمه «نمی‌دانم» است و هنگامی که از این سپر غافل شود صاحبش از بین می‌رود.

کسی که در اسلام بدعتی بوجود آورد و آن را نیکو بشمارد پس معتقد شده است که محمد -صلى الله علیه وسلم- در ادای رسالت خیانت کرده است در حالیکه خداوند می‌فرماید:

﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْأِسْلامَ دِیناً﴾. (المائدة: 3)) ، (امروز کامل کردم بر شما دینتان را و تمام کردم بر شما نعمتم را و راضی شدم برای شما اسلام را به عنوان دین برای شما)


و امام مالک رحمه الله کتابی در حدیث دارند بنام موطا که با نام امام همیشه پیوست است.


ابن عبدالبر از فضل‌بن محمد مدنی نقل می‌کند که: عبدالعزیزبن أبی سلمه ماجشون اولین کسی است که کتابی را در معنای «موطّأ» که در آن مسائلی که اهل مدینه بر آن اتفاق داشتند بدون اینکه دلیل آنها را از قرآن و حدیث رسول‌الله -صلى الله علیه وسلم- ذکر کند، تألیف کرد. امام مالک این کتاب را مورد تحسین قرار داده و گفتند: اگر من این کتاب را تألیف کرده بودم اول احادیث را می‌آوردم پس آراء و اقوال فقهاء.. بعد از آن امام مالک رحمه الله تصمیم بر تألیف کتاب موطّأ را گرفتند.


و امام مالک رحمه الله گفته اند: کتاب خود را بر 70 (هفتاد) نفر از فقهای مدینه عرض کردم که همه آنها با احادیث و اقوال صحابه که در آن ذکر کرده بودم موافقت کردند پس کتاب را موطّأ نامیدم.


 اکثر علمای اهل سنت کتاب موطّأ را در درجه اول از درجات کتاب‌های تألیف شده در حدیث همراه با صحیح امام بخاری و صحیح امام مسلم و غیرهما به حساب می‌آورند و بهترین دلیل بر اهتمام علماء به کتاب موطّأ، شرح زیاد علماء بر آن می‌باشد.


وفات امام مالک -رحمة الله علیه-


امام سیوطی گفته است: امام مالک رحمه الله در روز یکشنبه مریض شد و مدت 22 روز مریض بودند تا اینکه در روز یکشنبه دهم ربیع‌الاول سال 179 ه‍ . ق. وفات یافتند.


ابن عبدالبر از اسماعیل بن ابی أویس نقل نموده که امام مالک مریض شدند


و در چهاردهم ربیع‌الاول سال 179 ه‍ . ق. در زمان خلافت هارون‌الرشید وفات یافتند.


الله متعال امام مالک را مورد رحمت خود قرار دهد و به خاطر زحماتی که برای اسلام و مسلمین کشیده‌اند جزای نیکو و جنت فردوس  را نصیبش کند.


و صلی الله علی سیدنا محمد و علی آله و صحبه أجمعین


گرد آورنده: أبو أیمن

==============

امام مالک بن انس

مالک بن انس بن مالک بن انس بن الحارث بن غَیمان بن خُثیل بن عمرو بن الحارث الأصبحی مشهور به مالک ابن انس (۹۳ – ۱۷۹ ه.ق) دومین امام از ائمهٔ اهل سنت بود. مادرش العالیه بنت شریک بن عبدالرحمان بن شریک اسدی و یکی از فضلای عصر خود بود.

محل دفن امام مالک که توسط وهابیان تخریب شده است  محل دفن امام مالک که مزار مومنان در قبرستان بقیع مدینه منوره می باشد

وی در سال ۹۳ هجری قمری در واحه‌ای به نام «ذُو المَروَه» (در شمال مدینه) که در حدود ۳۲ فرسخ از مدینه فاصله دارد، متولد شد. به ترتیب زیر وی دومین امام از أئمه اهل سنت است:


ابوحنیفه نعمان بن ثابت

مالک ابن انس

محمد ادریس شافعی

احمد ابن حنبل

پیروان مالک ابن انس به مالکی مشهورند.


شیوخ

عبدالرحمان بن هرمزمتوفی ۱۱۷ ه.ق.

نافع مولی بن عمرمتوفی ۱۱۷ ه.ق.

محمد بن شهاب الزهریمتوفی ۱۲۴ ه.ق.

یحیی بن سعید الأنصاریمتوفی ۱۴۳ ه.ق.

ربیعه بن ابی عبدالرحمانمتوفی ۱۳۶ ه.ق.


شاگردان

عبدالله بن وهب بن مسلممتوفی ۱۷۹ ه.ق.

عبدالرحمان بن قاسممتوفی ۱۹۱ ه.ق.

اسد بن الفرات بن سنانمتوفی ۲۱۳ ه.ق.

محمد بن دینارمتوفی ۱۸۲ ه.ق.

عبدالعزیز ابن ابی حازم

عثمان بن عیسی بن کنانه

عبدالرحیم بن خالد الاسکندرانی


تالیفات

الموطأ (مهم‌ترین اثر وی)

تفسیر غریب القرآن

رساله الی ابن وهب فی الرد علی القدریه

رساله فی الأقضیه

رساله فی الفتوی الی ابی غسان

کتاب السرور

رساله الممتهه الی اللیث بن سعد

دیدگاه امام در باره افراط گرایی

هرگاه دیدی مردی از حق دفاع میکند ولی با فحش و غضب و ناسزا، بدان که نیت او خالص نیست و مشکل دارد زیرا حق نیازی به این گونه شخصی ندارد.


منابع

دکتر: الشکعه، مصطفی. الأئمه الأربعه، دارالکتاب اللبنانی، چاپ بیروت، سال انتشار ۱۹۸۵ میلادی (به عربی).

دکتر: فؤاد، عبدالنبی، محمد. اَللُؤلُؤ وَالمُرجان، دار احیاء الکتب العربیه، چاپ دمشق، سال انتشار ۱۹۵۵ میلادی (به عربی).

==============

 نام و نسب :


مالک بن  انس بن ابی عامر بن الحارث  کنیه اش  ابو عبدالله و لقبش  امام دارالهجرت  می باشد ،چون لقب جدش حارث ( ذواصبح ) بود ، به امام مالک (رح)  نیز (اصبحی) گفته می شود .


ابو عامر  (رض) از جمله اصحاب جلیل القدر رسول الله (ص)   می باشد که علاوه از غزوه بدر ، در تمام غزوات با آن حضرت (ص)  همراه بود  و جدّش مالک از کبار تابعین  است و از جمله کسانی بودند در غسل و کفن و دفن حضرت عثمان (رض) شرکت داشت.


ولادت


امام مالک   (رح)  بنا بر قول  مشهور  و مختار  در سال  93 هجری قمری  در مدینه منوره در زمان  خلافت عبدالملک  بن  مروان اموی  چشم  به جهان گشود .


تعلیم و تربیت:


امام مالک  (رح) ، زمانی در مدینه منوره متولد شد که آن  شهر ، گهواره  علم بود و مردم از دور و بر آمده و آنجا کسب فیض می نمودند ، و منزلی که امالک (رح)  در آن سکونت داشت  نیز  منبع علم بود  بدین خاطر  امام مالک (رح)  از این فرصت ، حداکثر استفاده نموده  واز علماء  آنجا  بهره کامل  برد و علومی که در سینه  های مختلف موجود بود ند،  یکجا  در سینه  خود جمع نمود،  چون زبده  ترین  علماء  وقت  در مدینه منوره موجود بودند ،  چندان  نیاز  پیدا  نکرد که جایی دیگر  جهت تعلیم  مسافرت نماید.


صفات:


امام مالک (رح) دارای قدی دراز ، جسمی فربه ، رنگی سفید  مایل به زردی ، چشمهایی گشاده ، و بینی و پیشانی  بلند بود ، ریش مبارکش گنجان و دراز بود،  سبیلهایی که کناره لبهایش  بودند چیده و دو طرف  آنها را دراز می گذاشت  و در این مورد  از حضرت عمر  (رض)  اطاعت می نمود. 


لباس :


حضرت مالک (رح) لباسهای بسیار گرانقیمت  و با ارزش  استعمال می نمود و خوشبو و عطر یات عمده می زد و می فرمود : خداوند  متعال این را نمی پسندد   که شحصی صاحب مال و ثروت باشد و مطابق  باان بر او اظهار نعمت  نباشد .


 اخلاق  و عادات  و حالات  زندگی :


چون امام مالک (رح) در مدینه الرسول پرورش یافت و از اولاد صحابی  رسول (ص)   بود والدینش در علم و عمل مقتدا بودند،  در اخلاق و عادات حسنه ، نمونه  و الگو  بود و کاملاً  بر سیرت  نبوی و اصحاب  کرام ، عمل می کرد  ، برخی  از اخلاق  و عاداتش  بشرح ذیل بودند :


 -1 بسیار کم صحبت می کرد  و زبانش  در کنترلش بود.


-2    یکدفعه  از ایشان  سوال شد که صبح چطور گذشت؟  در پاسخ  فرمود:  عمر، کم شد  و گناه زیاده . اهل بصیرت  می دانند که این  جمله  چه اندازه  پر محتوی و جامع  و مانع  است ،  انسان  عاقل  همانست  که عمرش  را محاسبه نموده و متوجه اعمالش باشد .


3- هنگامیکه  هاورون  الرشید  خواست  موطَا امام مالک را بر خانه کعبه آویزان  نموده  و مردم  را جهت  پیروی  از مسایل  فقهی  آن ،  مجبور  سازد  . در پاسخ  فرمود: نباید  چنین  کرد. زیرا  خود  اصحاب  کرام  هم  در فروع اختلاف داشتند، و همه  آنها بر حق بودند .


4-  امام مالک  (رح)  می فرماید : تاکنون  در مجلس  سفیهان  و کم عقلان  نشسته ام .


 5-  خورد و نوش  ایشان  در خلوت بود.


6-  امام مالک  (رح)  با اهل  و عیال  و خدمتگزار و عموم  مردم ،  با اخلاق  نیکو پیش می آمد  هر حال  مطابق  با سنت  رسول الله (ص)  عمل  می کرد .


7-  همیشه  زاهدانه  زندگی می کرد  و مکانی  که تمام  عمر در آن زندگی بسر می برد  به کرایه  گرفته بود.


8-  بسیار  سخی بود،  هر سال  مبلغی  هنگفت  به امام  شافعی  (رح)  می بخشید.


 9- بعد از درس و افتاء به تلاوت قرآن مجید مشغول می شد.


10-  در شبهای جمعه ، بیشتر عبادت می کرد  و شب  اول هر ماه را به عبادت  زنده نگه می داشت.


11- یکدفعه  شخصی ،  مسافتی بسیار طولانی طی نموده و جهت جواب مساله ای  حاضر خدمت  شد چون  مساله خود را عنوان  نمود . حضرت مالک (رح)  بعد از فکر  و تدبر  فرمود:  من از این مساله اطلاعی ندارم، سائل  از این پاسخ وی ، حیران  شد و گفت : من از راه دور و درازای  می آیم  و قوم منتظر جواب هستند ، اکنون من به قوم خود چه جوابی بدهم ؟  فرمود:  به آنها بگو ، مالک گفته من از مساله  شما اطلاعی ندارم .


 12-  امام مالک  (رح)  می فرماید :  من مانند  شما  انسانی  هستم  اگر قول من مطابق  با  قرآن  و حدیث بود ، بر آن عمل کنید و اگر نه آن را ترک کنید .


استادان و شاگردان  امام  مالک  (رح) :


امام مالک  (رح)  از استادان  زیادی  کسب  فیض  نمود  که از جمله  آنها ،  افراد  ذیل  نیز  می باشند:


 حضرت نافع  امام  الحدیث ، سعید  المقبری ، زیدبن اسلم ، عمرو بن دینار ،  موسی بن عقبه ، یحیی  بن سعید ، محمد بن شهاب زهری  امام  السنه ،  ربیعه بن ابی عبدالرحمن فقیه اهل مدینه ،  هشام بن عروه بن الزبیر  و تمام  اموالیکه  داشت جهت فراگیری  علوم دینی خرج نمود حتی چوبهایی که بالای سقف منزلش قرار گرفته بودند  هم پایین آورده  و فروخت  و پول  آنها را در همین مورد مصرف نمود .


و خلق  کثیری از ایشان  روایت نموده اند  که بر خی  از آنها  عبارتند از :


امام زهری ، ربیعه ،موسی بن عقبه ، امام ابو حنیفه ، ابو یوسف ، محمد ،  امام شافعی ، ابن جریج، سفیان


ثوری ،سفیان بن عیینه، امام احمد ، اوزاعی ، لیث، یحیی نیشابوری ، قتیبه بن سعید بلخی، وکیع بن جراح ،


یحیی  بن سعید  القطان ، عمر بن عبدالعزیز، عبدالرزاق بن همام ، فضیل بن عیاض،  عبدالله  بن  مبارک و


 غیره رحمهم الله.


مجلس درس امام مالک رحمه الله :


بعد از وفات  حضرت نافع (رح)  امام مالک (رح) بر جایش نشسته و درس حدیث  می داد امام مالک  (رح)


 جهت  تدریس  همانجا یی می نشست که حضرت عمر (رض) آنجا ، قرار می گرفت  و این جای مخصوص رسول الله (ص) بود ،  مجلس درس ایشان  از فرشهای پرتکلف و قالی های  گرانقیمت  آراسته بود .


چون امام مالک (رح) به مجلس درس حدیث تشریف می برد ،نخست وضو یا غسل نموده و لباس بسیار گرانقیمت می پوشید و موها را شانه  می زد  و خوشبو استعمال می نمود ، سپس  با شأنی خاص بر سر درس  حضور می یافت ، شا گردانش هم با احترامی  خاص نشسته و حدیث گوش می کردند.


 امام  مالک  (رح)  اول  شاگردان  مستعد  و ممتاز  را نزدیک خود جای می داد  و هر کسی که  فهم و فراستش بیشتر  بود نزدیکتر  جای داده  می شد وبعداً دیگران را به اندازه  استعداشان  می نشاند  بنا بر  علم و دانشی  که ایشان  داشتند، مردم از ممالک دور و دراز آمده  و از ایشان  حدیث  می آموختند.


 


احترام حدیث رسول الله  صلی الله علیه و سلم :


امام مالک  (رح) به احادیث رسول الله (ص) بسیار احترام می گذاشت ، چون سر درس می رفت از آغاز به چه حالی قرار می گرفت ،تا پایان به همان  حالت  می نشست ،هنگامیکه  اسمی از پیامبر اکرم (ص) می آمد رنگش متغیر می شد.


حضرت عبدالله  بن مبارک (رح)  امیر المومنین فی الحدیث ، شاگرد امام مالک (رح) می فرماید : روزی خدمت


امام مالک (رح)  حاضر شدم ، دیدم  که حدیث  روایت می کند ، ناگاه عقربی  به نیش زدن آغاز نمود و تا  ده مرتبه  او را  گزید ،  بعلت  درد آن ، چهره اش  متغیر  شده و مایل به زردی  شد،  البته درس  را ترک  نکرد. چون درس خاتمه یافت  و مردم بلند شده  و بیرون رفتند ، گفتم : امروز چهره شما تغییر  کرده است ؟ فرمود: درست  است  سپس  تمام  جریان را  ذکر نمود و فرمود: این اندازه  صبر کردن بر اثر برکت حدیث است .


 


امام مالک  (رح) و هارون الرشید:

خلیفه هارون الرشید  شخصی  نیک سیرت  بود که با علماء  و صلحاء محبت می نمود، پایبند نو افل بود به کثرت  حج  می کرد ، پادشاهی  منصف  و غریب  پرور بود  و بسیار  اراد تمند  امام مالک (رح)  بود،


زندگی نامه امام ابو حنیفه نعمان بن ثابت رحمه الله

حضرت امام اعظم ابوحنیفه (رح) !

حضرت امام ابوحنیفه نعمان فرزند ثابت فرزند زوطی فرزند مرزبان، فقیه و متکلم شهیر اسلام و پایه‌گذار مذهب حنفی، قدیمی ترین مذهب، از مذاهب چهارگانهٔ اهل سنت است. امام ابوحنیفه پسرى بنام حنیفه نداشت بلکه این کنیه اش وصفى است. ابوحنیفه: یعنى ((أبوملة الحنیفه)) چون خداوند متعال در قرآن مجید دین ابراهیمى را به دین حنیف یاد مى فرماید. چنانکه مردم را مخاطب قرار داده و مى فرماید: فاتبعوا ملة ابراهیم حنیفاً وى این کنیه را بخود انتخاب نمودند.

امام ابوحنیفه در سال ٨٠ هحرى قمرى در زمان خلافت عبدالملک بن مروان در شهر کوفه چشم به جهان گشود، جدش مرزبان در دوران خلافت حضرت عمر فاروق(رض) به اسلام گروید.  

 

ادامه مطلب ...

درس اول کتاب زبان انگلیسی سال هفتم(با نمونه سوال)

درس اول کتاب زبان انگلیسی سال هفتم(با نمونه سوال)

اگر در حال آماده شدن برای امتحان میان‌ترم یا پایان‌ترم زبان انگلیسی پایه هفتم هستید، این مطلب برای شما نوشته شده است. یکی از چالش‌هایی که احتمالا شما هم با آن روبرو هستید این است که با سوالات آزمون آشنایی ندارید. همین مسئله باعث می‌شود که با وجود اینکه مطالب را در کلاس درس یاد گرفته‌اید، نمره خوبی در امتحان کسب نکنید. ما در ادامه، درس اول کتاب زبان انگلیسی سال هفتم(دوره اول متوسطه) را به همراه نمونه سوالات و نکات مهم به شما آموزش می‌دهیم. این مطالب را بخوانید و در کنار آن تکرار و تمرین را هم فراموش نکنید. مطمئن باشید نمره خوبی در امتحان خود کسب خواهید کرد.

سرفصل‌های مقاله  نمایش 

نکات مهم قسمت مقدمه درس اول کتاب زبان انگلیسی سال هفتم

در مقدمه کتاب زبان انگلیسی هفتم، دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که چطور خود را به زبان انگلیسی معرفی کنند. یادگیری جملات کلیدی این درس، مهمترین قسمت آن را تشکیل می‌دهد. همچنین، دانش‌آموزان پایه هفتم نوشتار و دیکته زبان انگلیسی را برای اولین‌بار تجربه می‌کنند. بنابراین، یادگیری درست این مهارت پایه‌های اصلی نوشتار زبان انگلیسی شما را شکل می‌دهد. درنتیجه یادگیری اسامی حروف زبان انگلیسی و صداهای آنها بسیار مهم است.

حروف الفبای درس اول انگلیسی پایه هفتم

پس از این مرحله از شاگردان انتظار می‌رود بتوانند نام خودشان را به زبان انگلیسی بنویسند.

مثال

Kasra

Ali

Mina

بخاطر داشته باشید که اسامی حتما با حروف بزرگ در ابتدا نوشته می‌شوند و سایر حروف، کوچک نوشته می‌شوند. نام خانوادگی هم به همین شکل است. همچنین، شاگردان باید بتوانند اسم خود را هجی کنند یعنی حروف آنها را تک‌تک نام ببرند.

مثال:

K A S R A

قسمت بعدی دانستن اعداد 1 الی 10 است:

اعداد انگلیسی درس اول پایه هفتم

در جدول زیر اعداد را به همراه نحوه تلفظ برای شما آورده‌ایم.

English

تلفظ

1وان
2تو
3تری
4فور
5فایو
6سیکس
7سِوِن
8اِیت
9ناین
10تِن

بعد از این مرحله، انتظار می‌رود که شاگردان بتوانند شماره تلفن خود را به زبان انگلیسی به صورت تک‌تک بگویند و بنویسند.

2263…

Two two six three…

رنگ‌های اصلی در زبان انگلیسی

دقت کنید که شماره تلفن در زبان انگلیسی به صورت تک‌تک ادا می‌شود. در قسمت بعدی رنگ‌های اصلی تدریس می‌شود که باید به خاطر سپرده شوند. نحوه تلفظ این رنگ‌ها را در جدول زیر بیاموزید.

رنگ‌ها در زبان انگلیسی درس اول پایه هفتم

English

فارسی

تلفظ

Blueآبیبلو
Blackسیاهبِلَک
Yellowزردیلو
Redقرمزرِد
Greenسبزگرین
Whiteسفیدوایت

در قسمت بعد یادگیری اشیای اصلی در اطراف ما و در کلاس درس است. سعی کنید لیست زیر را به خاطر بسپارید.

English

فارسی

تلفظ

doorدردور
deskمیز تحریردِسک
pencilمدادپِنسل
eraserپاک کنایریزر
penخودکارپِن
chairصندلیچِر
notebookدفترنوت‌بوک

مکالمه درس اول کتاب زبان انگلیسی سال هفتم

درس اول با یک مکالمه در کلاس زبان آغاز می‌شود که یادگیری جملات این مکالمه برای تقویت مهارت مکالمه شاگردان در ابتدای کار و بالا بردن اعتمادبه‌نفس آنها بسیار مهم  است.

مکالمه درس اول انگلیسی هفتم

معنی این مکالمه را در ادامه می‌خوانید:

معلم: سلام بر کلاس (اشاره به شاگردان)

شاگردان: سلام استاد.

معلم: متشکرم. لطفا بنشینید. من معلم زبان انگلیسی شما هستم. اسم من احمد کریمی است. حالا شما اسم‌هایتان را به من بگویید.

شاگرد: اسم من علی محمدی است.

معلم: علی حالت چطور است؟

شاگرد: خوبم. ممنون.

معلم: و نام شما چیست؟ ( اشاره به شاگرد دیگر)

شاگرد: من …… هستم.

حالا سعی کنید مکالمه بالا را به خاطر بسپارید.

یادگیری این جملات و تلفظ روان آنها از نکات مهم دیگر این درس است.

What’s your name? اسم شما چیست؟

My name is ……….? اسم من …… است

What’s your first name? نام کوچک شما چیست؟

My first name is…………. نام کوچک من … است

What’s your last name?  فامیلی شما چیست؟

My last name is ………….. فامیلی من ……….. است

حروفی هستند که در این درس تاکید بیشتری روی آنها می‌شود.   A K M

نکته مهم

به عبارات زیر دقت کنید:

 1. Say your name.

 2. Spell your name.

عبارت اول یعنی نام خود را بگویید و عبارت دوم یعنی آن را هجی کنید.

پس پاسخ دادن به آنها به این شکل است:

1. Say your name.  My name is Parisa.

2. Spell your name.   P A R I S A

نمونه سوال‌های درس اول زبان انگلیسی پایه هفتم

در پایان درس یک، شاگردان باید قادر باشند سوالات زیر را پاسخ دهند.

سوال اول: جاهای خالی را با کلمات درون جعبه پر کنید.

last

name

 first

Ali

1. what’s your ………….?

2. My name is ……………

3. what’s your ………. Name? It’s Ali.

4. My ………..name is Akbari.

سوال دوم: سعی کنید سوالات زیر را پاسخ دهید.

5. Say your name.

6. spell your name.

پاسخ‌ها

1. Name

2. Parisa

3. First

4. Last

5. Parisa

6. P A R I S A

104 سؤال تستی درس اول عربی هفتم

سؤالات تستی درس  اول عربی هفتم

1-   کلمه بَسِیط و سَنَةُ الدِّرَاسِیَّة به ترتیب به چه معنی هستند؟

 1 )  ساده- سال تحصیلی           2 )  سال تحصیلی ساده        3 )  ساده سال                      4 )  سال- ساده

2-   کلمه مُراجَعَةُ در جمله مُراجَعَةُ دُروسِ الصَّفِّ السَّابِـع به چه معناست؟

 1 )  برو                  2 )  دوره                     3 )  نرو                     4 )  نرفت

3-   جمله زیر را ترجمه کنید:  اَهلاً وَ سَهْلاً بِکُم فِی الصَّفِّ الثَّامِن

 1 )  به کلاس هفتم خوش آمدید                             2 )  به کلاس هشتم خوش آمدید

 3 )  به کلاس نهم خوش آمدید                               4 )  به کلاس خوش آمدید

4-   اَلسَّنَةُ الدِّراسِیَّةُ الْجَدِیدَةُ مَبْرُوکَةٌ به چه معناست؟

 1 )  سال تحصیلی جدید مبارکباد                    2 )  سال تحصیلی خوبی بود

 3 )  امسال سالی خوب است                           4 )  موفقیت در سال تحصیلی را تبریک می گویم

5-   عبارت اَلْحَمْدُ لِلّهِ لِأَنَّـکُمْ قَادِرُونَ عَلٰی فَهْمِ الْعِبَارَاتِ الْبَسِیطَةِ را ترجمه کنید؟

 1 )  سپاس برای خداست زیرا آنها توانستند عبارت های ساده را بفهمند

 2 )  سپاس برای خداست زیرا شما توانستید عبارت های ساده را بفهمید

 3 )  سپاس برای خداست زیرا تو تواستی عبارت های ساده را بفهمی

 4 )  سپاس برای خداست زیرا او توانست عبارت های ساده را بفهمد

6-   ترجمه ناقص را کامل کنید:       اَلْعالِمُ بِلا عَمَلٍ، کَالشَّجَرِ بِلا ثَمَرٍ :  دانشمند بدون .... مانند درخت .... است.

 1 )  عمل -بدون میوه        2 )  عمل - با میوه            3 )  علم -بدون میوه              4 )  عمل - بدون برگ

 

ادامه مطلب ...