واژهی «مولی» در زبان عرب و در قرآن کریم به هیچ وجه به معنی خلیفه و امام و رهبر و سرپرست نیامده است.
مَولٰی:
واژهی مزبور در قرآن حکیم به صورت مفرد «مَولٰی» و به صورت جمع «موالی» جمعاً بیست و یک بار به معانی زیر آمده است:
الف: به معنی «ربّ و پروردگار» برای خدا در آیهی 62 سورهی انعام و آیهی 30 سورهی یس.
ب: به معنی «نعمت دهنده» برای خدا در آیهی 2 سورهی تحریم.
ج: به معنی «ارث برنده» جمع آن «موالی = وارثان» برای غیر خدا در آیهی 32 سورهی نساء و آیهی 5 سورهی مریم.
د:به معنی «صاحب و همنشین» برای اهل جهنّم در آیهی 15 سورهی حدید.
ه: به معنی «مالک در برابر عبد» برای غیر خدا در آیهی 76 سورهی نحل.
و: به معنی «دوست و یاور» برای خدا و غیر خدا 14 مورد آمده است.
=======
معانی مولی در کتب و فرهنگ لغت های مختلف:
دوست، حبیب، یاور ، دوستدار، طرفدار، دوست دارنده، مُحِب، تابع، پیرو، مهربان، سزاوار، خداوند، مهتر، صاحب، مالک، ،رئیس، خواجه، سید، سر، سرور، آقا، سالار، حلیف، هم پیمان، هم قسم، هم عهد، هم سوگند، آزادکرده شده، آزادکرده، آزادشده، آزادکرده شده، پناهنده، نعمت دهنده، منعم، آزادکننده، مُعْتِق، آزادکننده، آزادی بخش، پرورنده، به مهمانی فرودآینده، نزیل، نگه دارنده. زنهاردهنده، یار، مددکار، یاریگر، یاری دهنده، ناصر، نصیر، یار و یاور، یاری ده، یاور، نعمت داده شده، انعام شده، منعم علیه، بنده، عبد، مملوک، غلام، غلام آزادشده، مولا، غلام، شریک، همنشین، ندیم، همدم، قریب و نزدیک چون پسرعمو و جز آن، همسایه
ابی الحسن موسی بن جعفر فرمود... مولی کسانی اند که ما را دوست دارند/ترجمه تاریخ قم ص 207
آنکه اسلام آورده و با کسی موالات کرده است.
آن کافر که بر دست مسلمان اسلام آورد و ولای او را بپذیرد.
آن کس که بر دست تو مسلمان شود.
=====
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ/سپس [همه] به سوی خدا، مولای(رب و پروردگار) به حقّشان بازگردانده می شوند/انعام62
وَاللَّهُ مَوْلَاکُمْ / و خدا مولای(نعمت دهنده) شما بندگان است/تحریم2
وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِنْ وَرَائِی/و من از این وارثان کنونی برای پس از خود بیمناکم/مریم5
هِیَ مَوْلَاکُمْ / آن(آتش) سزاوار و همنشین شماست/حدید15
وَهُوَ کَلٌّ عَلَىٰ مَوْلَاهُ / و بار دوش مولاى(صاحب و مالک) خود است/نحل76
لَبِئْسَ الْمَوْلَى / چه بد مولا و یاوری/الحج13
أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاکُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى / که خدا سرور شماست چه نیکو سروری/انفال8
هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى / او مولاى شماست چه نیکو مولایى /حج22
ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَأَنَّ الْکَافِرِینَ لَا مَوْلَى لَهُمْ ﴿۱۱﴾چرا که خدا یار و مولای مؤمنانند ولى کافران را مولا و یاوری نیست /محمد11
یَوْمَ لَا یُغْنِی مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَیْئًا /همان روزى که هیچ دوستى از هیچ دوستى نمى تواند حمایتى کند /الدخان 41
اسامی فیلم ها دوبله فارسی و دوزبانه / زیرنویس / بدون سانسور و حذفیات و سانسور شده / زبان اصلی / بلوری / فول اچ دی / فورکی / سریال ایرانی کره ای چینی آمریکایی خارجی / 2160p /
─═हई╬SOBHAN╬ईह═─
تسبیحات سجده عبارتست از گفتن سه بار ( سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی) در سجده
در سجده سه بار ( سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی) گفتن سنت است
(رواه أبو داود، والترمذی، وابن ماجه، لکنه مرسل.)
اقوال کلی درباره ذکرهای رکوع:
1- ” سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ” روایت مسلم از حذیفة رضی الله عنه /مرسل و از همه صحیح تر
2- ” سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَبِحَمْدِهِ ” ؛ روایت أبو داود از عقبة بن عامر رضی الله عنه (صححه الألبانی)
3-” سُبُّوحٌ، قُدُّوسٌ، رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَالرُّوحِ” ؛ روایت مسلم از عائشة رضی الله عنها
4-” سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِکَ اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی ” ؛ روایت بخاری ومسلم از عائشة رضی الله عنها
5-” اَللَّهُمَّ لَکَ رَکَعلتُ , وَبِکَ آمَنْتُ , وَلَکَ أَسْلَمْتُ , خَشَعَ لَکَ سَمْعِی وَبَصَرِی، وَمُخِّی، وَعَظْمِی وَعَصَبِی” ؛ روایت مسلم از علی بن أبی طالب رضی الله عنه
========
تسبیحات رکوع و سجده را الله و رسول مشخص فرموده اند چنانچه آیات زیر دلالت دارند.
عقبه بن عامر می گوید: هنگامی که آیه (فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ) نازل شد پیامبر فرمود آن را در رکوع قرار دهید که جمله کامل می شود (سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ).
و هنگامی که آیه (سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی) نازل شد آن حضرت فرمود آن را در رکوع قرار دهید و در رکوع بخوانید که جمله می شود (سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی).
نزد جمهور اهل سنت شامل امامان، ابوحنیفه، شافعی و مالک (رَحِمَهُمُ الله) تسبیحات سنت هستند چنانچه کسی جابجا خواند نماز صحیح می شود اما بر خلاف سنت پیامبر بوده که در این صورت از پاداشش کاسته می شود. و نزد امام احمدبن حنیل (رَحِمَهُ الله) بر اساس آیات فوق واجب هستند و نباید تغییر داده شوند.
پس سنت حضرت رسول در تسبیحات رکوع و سجده “سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ” و “سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی” هستند.
تسبیح سجده به صورت اعداد فرد و حداقل سه بار
نماز با ترک سنّتی از سنّت هایش باطل نمی شود و سجده سهو لازم نمی گردد، بلکه موجب اسائه ی ادب (بی حرمتی) می شود، امّا اگر سنّت مؤکده (مانند سنّت نمازهای پنج گانه) را همیشه ترک نماید و به ترک آن- العَیاذ بالله تعالی - عادت نماید، گناهکار می شود.
=======
سنّت های نماز:
نماز با ترک سنّتی از سنّت هایش باطل نمی شود و سجده سهو لازم نمی گردد، بلکه موجب اسائه ی ادب (بی حرمتی) می شود، امّا اگر سنّت مؤکده (مانند سنّت نمازهای پنج گانه) را همیشه ترک نماید و به ترک آن- العَیاذ بالله تعالی - عادت نماید، گناهکار می شود. از جمله سنّت های نماز می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- بالا بردن هر دو دست برای تکبیر تحریمه:
به این طریق که مرد، دست ها را پیش از تکبیر تحریمه تا برابر گوش ها بالا بیاورد؛ بنا بر عمل پیامبر اکرم(ص): «إِنَّ النَّبِیَّ عَلَیهِ السَّلامُ کانَ إِذا کَبَّرَ رَفَعَ یَدَیهِ حِذاءَ اُذُنَیهِ» رَواهُ اَحمَدُ وَ اِسحاقٌ. و زن دست ها را تا برابر شانه بالا بیاورد و انگشت ها را به حالت عادی بگذارد.
2- تکبیر مقتدی همزمان با تکبیر امام باشد؛ به شرطی که پیش از امام از تکبیر فارغ نشود.
3ـ گذاشتن دست راست بر روی دست چپ:
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «إنَّ مِنَ السُّنَّة وَضعَ الیَمِینِ عَلی الشِّمالِ تَحتَ السُّرَّةِ».
مردها پس از گفتن الله اکبر، دست راست را بر روی دست چپ، زیر ناف قرار دهند و خانم ها باید دست ها را روی سینه بگذارند.
4- خواندن «سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِکَ وَ تَبَارَکَ اسْمُکَ وَ تَعَالَی جَدُّکَ وَ لاَ اِلَهَ غَیْرُکَ» در اوّل نماز.
5- گفتن «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم»:
خداوند منّان می فرمایند: «فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ» (نحل/98).
6- گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» قبل از سوره حمد.
* سنّت در قرائت آن است که در حالت مقیم بودن و اطمینان خاطر، در نماز صبح و ظهر، سوره های «طوال مفصّل» (از سوره ی حجرات تا سوره ی بروج) بخواند. در نماز عصر و عشا «اوساط مفصّل» (از سوره ی بروج تا سوره ی لم یکن) و در نماز مغرب «سوره های قصار» (از لم یکن تا آخر قرآن) خوانده شود؛ ولی به این صورت همیشه عمل کردن مسنون نیست. پیامبر اکرم(ص) گاهی در نماز فجر «معوذتین» (هر دو قل أعوذ) می خواندند و گاهی در نماز مغرب، سوره ی «طه» و سوره ی «النّجم» و «المرسلات» را می خواندند. پس اگر مقتدی ها فارغ و مشتاق باشند، خواندن قرائت طولانی اشکالی ندارد.
7- بعد از خواندن «... ولا الضّالین» امام و مقتدی آمین بگوید.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «إِذَا أَمَّنَ الإِمَامُ فَأَمِّنُوا» (بخارى/781).
8- آهسته گفتن «أعوذ بالله ...» و «بسم الله ...» و «آمین».
9- گفتن تکبیر در انتقالات (الله اکبر قبل از رکوع و بعد از قومه و ...).
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «یُکَبِّرُ عِندَ کُلُّ خَفضٍ وَ رَفعٍ» رواه ترمذی.
10- گرفتن هر دو زانو با دست ها در رکوع در حالی که انگشتان هر دو دست باز باشد.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «اِذَا رَکَعتَ فَضَع یَدَیکَ عَلَی رُکبَتَیکَ وَ فَرِّج بَینَ اَصَابِعَکَ» رواه طبرانی.
11- هموار داشتن پشت در رکوع در حالی که سر نه بالا باشد نه پایین؛ بنا بر عمل پیامبر گرامی اسلام(ص) «کَانَ اِذَا رَکَعَ بَسَطَ ظَهرَهُ» (رَوَاهُ اِبنُ مَاجَه) همچنین :«کَانَ اِذَا رَکَعَ لَایُصَوِّبُ رَأسَهُ وَ لَا یُقَنِّعِهُ» رواه ترمذی.
12- زن باید در رکوع بازوهایش را به شکم بچسباند و همچنین نباید زیاد خم شود.
13- در رکوع سه مرتبه «سبحان ربی العظیم» بگوید.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «اِذَا رَکَعَ اَحَدُکُم فَلیَقُل فِی رُکُوعِهِ سُبحَانَ رَبِّیَ العَظِیمِ» رواه ترمذی.
14- تحمید:
با گفتن تحمید «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَه»، از رکوع بلند شده و کاملاً صاف بایستد و در همان حالت ایستاده بگوید: «رَبَّنَا لَکَ الْحَمْد». باید توجّه داشت که این، در صورت خواندن نماز به تنهایی است. امّا در صورت خواندن نماز با جماعت، امام «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» و مقتدی فقط باید «رَبَّنَا لَکَ الْحَمْد» را بگوید.
پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: «إِذَا قَالَ الاِمَامُ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ قُولُوا رَبَّنَا لَکَ الْحَمْدُ» (رَوَاهُ اَلجَمَاعَةُ إِلَّا إبنُ ماجَه).
15- ترتیب به سجده رفتن:
بدین صورت که ابتدا هر دو زانو را بر زمین گذاشته، سپس هر دو دست و پس از آن، بینی و پیشانی را میان هر دو دست قرار دهد و انگشتان هر دست را به هم چسبانده، به سوی قبله بگرداند. همچنین انگشتان پاها را به طرف قبله متوجّه سازد.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «إِذا سَجَدَ المُؤمِنُ سَجَدَ کُلُ عُضوٍ مِنهُ فَلیَوَجَّه مِن أًعضائِه القِبلَةَ مَا استَطاعَ»
و در هنگام سجده نباید انگشتان پا از زمین جدا شود.
16- مرد در حالت سجده بازوها را از پهلو، شکم را از ران و ساعد دست را از زمین دور نگه دارد. زن در سجده همه ی این اعضا را به هم بچسباند.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «کَانَ إِذَا سَجَدَ جَافَی حَتَّی أَنَّ بَهمَةً لَو أَرادَت أَن تَمُرَّ بَینَ یَدَیهِ لَمَرَّت» (رواه مسلم).
17- تسبیح سجده را به صورت اعداد فرد و حداقل سه بار بخواند: «سبحان ربی الاعلی».
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «إِذا سَجَدَ أَحَدُکُم فَلیَقُل فِی سُجودِه سبحان ربی الاعلی».
18- زن در حالت سجده و قعده هر دو پا را از سمت راست بیرون کند (که در اصطلاح تورّک نشستن می گویند) و در نهایت پوشش، شکم را به ران ها و ساق دست ها را به زمین و بازوها را به پهلو بچسباند.
19- در میان دو سجده، اندازه یک تسبیح نشسته و تکبیر گفته به سجده رود.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «ارفع رأسک حتی تستوی جالساً».
20- بعد از اینکه سجده کرد، تکبیر گفته بر روی قدم های دو پا بدون فوت وقت و بدون کمک گرفتن از دست ها بلند شود.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «کان ینهض فی الصلاة علی صدور قدمیه».
21- طرز برخاستن از سجده بر عکس همان طریقی است که به سجده رفته بود. بدین گونه که ابتدا پیشانی و بعد بینی و پس از آن دو دست و سپس زانوها را از زمین بلند کند.
22- در رکعت دوم، اعمال رکعت اول را تکرار نماید به جز خواندن «سبحانک اللّهم...» و «أعوذ بالله ...».
23- بعد از بلند کردن سر از سجده دوم در رکعت دوم، مرد پای چپ را فرش کرده روی آن بنشیند و انگشتان پای راست را خم کرده، طوری قرار دهد که انگشتان هر دو پا و دست ها به سمت قبله باشند.
24- نمازگزار در رکعت های سوم و چهارم نمازهای فرض، فقط سوره فاتحه را بخواند.
بنا بر عملی که از پیامبر گرامی اسلام(ص) ثابت شده است: «قرأ فی الاخیرین فاتحة الکتاب».
25- بعد از قعده اخیر درود زیر را بخواند:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی اِبْرَاهِیْمَ وَ عَلَی آلِ اِبْرَاهِیْمَ اِنَّکَ حَمِیْدٌ مَّجِیْد. اَللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مَحَمَّدٍ کَمَا بَارَکْتَ عَلَی اِبْراهِیْمَ وَ عَلَی آلِ اِبْراهِیْمَ اِنَّکَ حَمِیْدٌ مَّجِیْد».
بعد از آن دعای مسنون و روایت شده را بخواند: (اَللّهم اغفر لی ...).
26- هنگام سلام دادن صورت خود را به سمت راست و چپ بگرداند.
از پیامبر گرامی اسلام(ص) ثابت شده است: «کان یسلم عن یمینه حتی یری بیاض خده الایمن و عن یساره حتی یری بیاض خدِّه الایسر».
27- امام در هنگام سلام دادن به طرف راست و چپ خویش، فرشتگان و مقتدیان سمت راست و چپ خود را نیت کند. مقتدی در سلام دادن اگر پشت سر امام قرار داشت به هر دو طرف نیّت وی را داشته باشد و اگر چنین نبود به هر طرفی که امام قرار داشت، نیّت او را داشته باشد. امام سلام دوم را آهسته تر گوید و سلام مقتدی بعد از سلام امام باشد.
* کسی که نماز را به تنهایی می خواند، در سلام خود به هر دو طرف فقط ملائکه را نیت کند.
مستحبات نماز:
آداب جمع ادب و آن عملی است که پیامبر گرامی اسلام(ص) آنرا یکبار یا دو بار انجام داده اند و بر آن مواظبت نفرموده اند مانند: بیشتر از سه بار گفتن تسبیحات رکوع و سجود.
به جای آوردن ادب، مستحب است و ثواب دارد و ترک آن گناهی ندارد.
1- در حین تکبیر تحریمه، کف های دست خود را از آستین بیرون کند و زن این عمل را انجام ندهد.
2- در حالت قیام به جایگاه سجده نگاه کند و در رکوع به انگشتان پا و در حالت سجده به بینی و در قعده به سینه خود و در وقت سلام دادن به شانه های خود نظر کند تا خضوع و خشوع نماز حاصل گردد.
3- نمازگزار تا حد امکان سرفه نکند و در هنگام خمیازه در صورت امکان دهانش را بسته نگه دارد و ضرورتاً، دست خود را بر دهان نهد.
4- نمازگزار (امام و مقتدی) هنگام «حی علی الصلاة» بایستد و با جمله «قد قامت الصلوة » نماز را شروع کند.
5- اگر کسی بخواهد از جلوی نمازگزار بگذرد، نمازگزار به او اشاره کند و عملی اضافه انجام ندهد.
منابع و مآخذ:
1- هدایه شریف (لشیخ الاسلام برهان الدین ابی الحسن علی بن ابی بکر الفرغانی المرغینانی متوفای 593 هـ .ق)
2- ردّ المحتار علی درّ المختار شرح تنویر الابصار محمد امین الشهیر به ابن عابدین
==============
در این خصوص انواعی از ذکرها و دعاها نقل شده است و آنچه در پی میآید ارائهی بخشی از نصوص بیان شده در این زمینه به همراه توضیح گوشهای از معانی و مفاهیم ودلالتهای آنها است.
در صحیح مسلم از حذیفه t روایت شده که گفت: «شبی با پیامبر خدا r نماز خواندم که ایشان در نماز سورهی بقره را شروع کرد؛ با خود گفتم: در آیهی صدم، به رکوع میرود اما از آن گذشت؛ گفتم: تمام بقره رامیخواند، بازگذشت و نزدیک آخر سوره شد؛ گفتم: با پایان بقره به رکوع میرود، اما بعد از آن، سورهی نساء را شروع کرد وآن را نیز خواند، سپس آل عمران را نیز آغاز نمود؛ به ترتیل و آرام میخواند وهرگاه به آیاتی که در آن تسبیح است، میرسید، تسبیح میگفت و وقتی به آیات درخواست دعا میرسید، دعا میکرد و اگر به آیات طلب پناه از خدا و قهر و غضب میرسید، به خدا پناه میجست و بالاخره به رکوع رفت وشروع کرد به گفتن: «سُبْحانَ رَبِّی العَظیمِ» و مانند قیامش طولانی بود و به اعتدال برگشت و «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، رَبَّنا لَک الْحَمْدُ» خواند و به اندازهی رکوعش هم ایستاد، سپس به سجده رفت و «سُبْحانَ رَبِّی الْأَعْلی» را قرائت نمود و سجدهاش نیز مانند قیامش بود»[1].
دراین حدیث مشروعیت این که فرد مسلمان در رکوعش بگوید: «سُبْحَانَ رَبِّی العَظیم: از هر عیب و نقصی پاک و منزه است پروردگار بزرگوار من» و در سجودش بگوید: «سُبْحَانَ رَبِّی الأَعْلی: از هر عیب و نقصی پاک و منزه است پروردگار بلند مرتبهی من» بیان شده است، ابن قیم/ میگوید: «برای رکوع کننده بیان عظمت خداوند متعال در حال پایین آمدن وی و خضوعش مشروع گردیده و در این حال حق سبحانه و تعالی به وصف عظمتش در برابر آنچه که باکبریایی و جلال و عظمتش متضاد میباشد، وصف میگردد. به طور مطلق برترین آنچه که رکوع کننده میگوید: «سُبْحانَ رَبِّی الْعَظیمِ» میباشد، چرا که خداوند متعال بندگانش را بدان امر کرده است و پیام رسان از جانب او، سفیری که بین او و بندگانش میباشد، این محل را برای این ذکر تعیین کرده است زمانی که این آیه نازل شد:
﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّکَ ٱلۡعَظِیمِ ٧٤﴾ [الواقعة: 74].
«پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن».
رسول الله r فرمودند: آن را در رکوعتان قرار دهید...»[2].
و دربارهی سجود میگوید: «و در آن ثنا وستایش خداوند متعال آن گونه که متناسب با حق سبحانه و تعالی میباشد، تشریع شده است و آن قول بنده است که: «سُبْحانَ رَبِّی الأعلی» واین برترین دعائیاست که در سجده گفته میشود واز رسول r وارد نشده که ایشان به ذکری غیر آن در سجده امر کرده باشند، آن جا که فرمودند: «آن را در سجدههایتان قرار دهید» و در این حالت خداوند متعال به صفت علو وصف شده است که در نهایت تناسب با حال سجده کننده میباشد، کسی که در پایینترین مکان با صورتش افتاده است، علو پروردگارش را در حالت سقوطش ذکر میکند که مانند ذکر عظمت خداوند متعال در حالت خضوعش در رکوع می باشد و پروردگارش را از آنچه بدان شایسته نیست و با عظمت و علوش متضاد است، مبرا و منزه میسازد»[3]. در صحیحین از عائشه ل روایت شده که «پیامبر r در رکوع و سجودش زیاد میفرمود: «سُبْحانَک اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِک، اللَّهُمَّ اغْفِرْلِی: خداوندا ای پروردگار ما! تو از هر عیب و نقصی پاک و منزهی و من تو را حمد و ستایش میگویم، خداوندا مرا بیامرز. [و با این گفته] قرآن را تأویل مینمود»[4].
این که عائشه ل گفته است: پیامبر r قرآن را تأویل میکردند یعنی: به سخن خداوند در سوره نصر که میفرماید:
﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّکَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ کَانَ تَوَّابَۢا ٣﴾ [النصر: 3].
عمل میکردند لذا در رکوع و سجودش بسیار میفرمود: «سُبْحانَک الَّلهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِک، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لی».
در صحیح مسلم از عائشه ل روایت شده که: «پیامبر خدا r در رکوع و سجودش میفرمود: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ المَلائکةِ وَالرُّوحِ» پروردگار فرشتگان و جبرئیل بسیار پاک و منزه است [از هر چیزی که سزاوار جلال او نیست][5].
این که میگوید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ» اینها دو نام از نامهای خداوند هستند که گواه بر تعظیم و بزرگداشت خداوند، و پاک و منزه بودن او از هر عیب و نقصی است که شایسته و سزاوار مقام او نیست، و این که هیچ کدام از آفریدههایش در چیزی از ویژگیها و صفات کمالش شبیه او نیست. این که میگوید: «رَبُّ المَلاَئِکة وَالرُّوحِ» در آن از ربوبیت خداوند بر ملائکه به طور عام نام برده شده سپس نام جبرئیل u روحالامین به طور خاص ذکر گردیده چرا که او فاضلترین فرشتگان و در پیشاپیش آنان است، و این اوست که وحی را بر رسول الله r فرود میآورد. هم چنان که خداوند میفرماید:
﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِیلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِینَ ١٩٢ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِینُ ١٩٣ عَلَىٰ قَلۡبِکَ لِتَکُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِینَ ١٩٤ بِلِسَانٍ عَرَبِیّٖ مُّبِینٖ ١٩٥﴾ [الشعراء: 195-192].
«و آن ] قرآن [ فرو فرستادهی پروردگار جهانیان است روح الامین آن را فرود آورده است بردل تو تا از هشدار هندگان باشی به زبان عربی روشن».
بدین خاطر جبرئیل روح نامیده شده که او وحی را فرود میآورد همان [پیام و کلامی] که به واسطهی آن قلبها سرشار از زندگی میگردند. ابوداود و نسائی و دیگران از عوف بن مالک اشجعیt روایت کردهاند که گفته است: «شبی با پیامبر خدا r به نماز ایستادم و ایشان در قیام نماز سورهی بقره را خواند و در اثنای قرائت خود به هر آیهی رحمتی که میرسید، درنگ مینمود و رحمت خداوند را از او درخواست مینمود به هر آیهی عذابی که میرسید، درنگ می نمود و از عذاب خداوند به او پناه میبرد. عوف گفته است: پیامبر r پس از آن به رکوع رفت و آن را هم به اندازهی قیامشان طول داد و در رکوع خود میفرمود: «سُبْحَانَ ذِی الجَبَروُتِ وَالمَلَکوتِ وَالْکبْریاءِ وَالعَظَمَة: پاک و منزه است خداوندی که صاحب قدرت، و فرمان روایی و بزرگی و عظمت است». سپس به سجده رفت و آن را هم به اندازه قیامشان طول داد در سجدهی خود نیز همین طور گفت، سپس برخاست و سوره آل عمران را خواند، سپس ]در رکعتهای بعدی[ یک سوره یک سوره قرآن را تلاوت کرد»[6].
این که میگوید: «سُبْحَانَ ذِی الجَبَروتِ وَالمَلَکوتِ» یعنی: پاک و منزه است، «والجَبَروُتِ وَالمَلَکوتِ»، جبروت و ملکوت بر وزن فَعَلوُت از ریشه جبر و ملک هستند، مانند کلمات الرَّحَموت و الرَّغَبوت و الرَّهَبوت که بر وزن فعلوت و از ماده الرحمة و الرغبة و الرهبة هستند، عرب میگوید: «رَهَبوُتٌ خَیرٌ مِن رَحَموُتٍ» یعنی: اگر از تو بترسند بهتر از این است که بر تو ترحم آرند، پس جبروت و ملکوت در بردارندهی همان مفاهیمی از اسماء و صفات خداوند هستند که مفهوم الملک الجبار بر آن دلالت میکند[7]، خداوند در آخر سوره یس میفرماید:
﴿فَسُبۡحَٰنَ ٱلَّذِی بِیَدِهِۦ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیۡءٖ وَإِلَیۡهِ تُرۡجَعُونَ ٨٣﴾ [یس: 83].
«پاکا خداوندی که مالکیت و حاکمیت همه چیز در دست او است. و شما به سوی او برگردانده میشوید».
این که میگوید: «والکبریاء والعظمة» یعنی: صاحب بزرگی و عظمت است، این دو، دو وصف نزدیک به هم و مختص خداوند هستند، جز خدا کسی شایسته و سزاوار توصیف به آنها نیست، هم چنان که در حدیث صحیح روایت شده که پیامبر r فرمودند: خداوند متعال میفرماید: «اَلْکبْرِیاءُ رِدائِی، وَ الْعَظَمَة إِزارِی، فَمَنْ نازَعَنِی واحِداً مِنْهُا قَذَفْتُهُ فِی النّارِ: کبریا و بزرگی، ردای من، و عزت و عظمت، تن پوش [صفات خاص و ملازم] من هستند و هرکس در هر یک از آنها با من منازعه کند، او را در آتش میاندازم»[8].
عزت و عظمت را به منزلهی تنپوش، و کبریا و بزرگی را به منزله ردا قرار داده است، اشاره به این مطلب است که اینها مختص خداوند هستند و از این که کسی در چیزی از اینها شریک او باشد پاک و منزه است. در صحیح مسلم در حدیثی طولانی از علی بن ابیطالب t روایت شده است که: «هرگاه پیامبر r به رکوع میرفت میفرمود: «اللَّهُمَّ لَک رَکعْتُ، وَبِک آمَنْتُ؛ وَلَک أَسْلَمْتُ، خَشَعَ لَک سَمْعِی وَبَصَرِی وَمُخِّی وَعَظْمِی وَعَصَبی: خداوندا برای تو رکوع کردم و به تو ایمان آوردم، و خودم را تسلیم تو نمودم، گوش و چشم و مغز و استخوانم و پی ورگم همه و همه تسلیم و فرمان بردار توأند» و هنگام بلند شدن از رکوع میفرمود: «اَللَّهُمَّ َربَّنَا لَک الْحَمْدُ مِلْءَ السَّمَوَاتِ، وَمِلْءَ الأَرْضِ، وَمِلْءَ مَا بَینَهُمَا وَمِلءمَاشِئتَ مِن شَیءٍ بَعدُ: پروردگارا، سزاوار توست حمد و ستایشی [چنان فراوان] که آسمانها و زمین و ما بین آن دو و هر چیزی غیر از اینها را که تو بخواهی پرکند». و هنگامی که به سجده میرفت میفرمود: «اَللَّهُمَّ لَک سَجَدْتُ، وَبِک آمَنْتُ، وَلَک أَسْلَمْتُ، سَجَدَ وَجْهی لِلَّذِی خَلَقَهُ وَصَوَّرَهُ وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ، تَبَارَک اللهُ أَحْسَنُ الخَالِقینَ: خداوندا برای تو سجده کردم، و به تو ایمان آوردم، و خودم را به تو تسلیم نمودم، چهرهی من برای کسی سجده کرد که آن را آفریده و به آن شکل [زیبا] بخشیده، و در آن گوش و چشم قرار داده است، پس مبارک و افزون نعمت است خداوند که بهترین و شایستهترین آفرینندگان است»[9].
این که میگوید: «اللَّهمَّ لَک رَکعْتُ»، به عقب انداختن فعل بیانگر اختصاص است؛ یعنی: رکوع من فقط برای توست، و نه کسی جز تو.
این که میگوید: «وَبِک آمَنْتُ» یعنی ]به تو[ اقرار و اعتراف نموده و ]تو را[ تصدیق میکنم.
این که میگوید: «وَلَک أَسْلَمْتُ» یعنی: تسلیم و فرمان بردار تو شدم.
این که میگوید: «خَشَعَ لَک سَمْعِی وَبَصَرِی وَمُخِّی وَعَظْمِی وَعَصَبی» یعنی: همهی این اندامها واعضای من در برابرت خمشده و تن به ذلت و خواری دادهاند.
این که به هنگام بلند شدن از رکوع میگوید: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» یعنی: خداوند ستایش کسی را که او را ستایش گفت بشنود و بپذیرد.
این که میگوید: «رَبَّنَا لَک الْحَمْدُ مِلْءَ السَّمَوَاتِ وَمِلْءَ الأَرْضِ وَمِلْءَ مَا بَینَهُمَا وَمِلْءَ مَا شِئْتَ مِنْ شَیءٍ بَعْدُ»، انشاءالله به زودی دربارهی معنا و مفهومش سخن گفته خواهد شد.
این که میگوید: «سَجَدَ وَجَهْی لِلَّذِی خَلَقَهُ وَصَوَّرَهُ وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ، تَبَارَک اللهُ أَحْسَنُ الخَالِقَینَ» بیانگر آن است که آدمی عظمت خدای سبحان را به یاد آورده و این که خداوند به کاملترین صورت و زیباترین سیما آدمی را آفریده است، بزرگ است خداوند، بهترین آفرینندگان.
[1]- صحیح مسلم شماره [772].
[2]- کتاب الصلاة اثر ابن قیم [ص: 176] این کتاب با نام: نماز وحکم تارک آن، وبه همت: امینپور صادقی ترجمه، و توسط: انتشارات حافظ ابرو، نوبت چاپ: اول 1391، به چاپ رسیده است.
[3]- کتاب الصلاة اثر ابن قیم [ص: 181].
[4]- صحیح بخاری شماره [794]، و صحیح مسلم شماره [484].
[5]- صحیح مسلم شماره [487].
[6]- سنن ابوداود شماره [873]، سنن نسائی شماره [1120] و آلبانی/ در «صحیح ابوداود» شماره [776] آن را صحیح دانسته است.
[7]- بنگر به: الرد علی المنطقیین اثر ابن تیمیه [ص: 196].
[8]- سنن ابوداود شماره [4090]، و آلبانی/ در «الصحیحه» شماره [541] آن را صحیح دانسته است.
[9]- صحیح مسلم شماره [771].
عن ابن عباس رضی الله عنهما أن النبی ﷺکان یقول بین السَّجدتَین:
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی، وَارْحَمْنِی، وَعَافِنِی، وَاهْدِنِی، وَارْزُقْنِی
(صحیح است - به روایت أبو داود)
ابن عباس - رضى الله عنه - روایت کرده که پیامبر ﷺ در بین دو سجده مى فرمودند:
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی، وَارْحَمْنِی، وَعَافِنِی، وَاهْدِنِی، وَارْزُقْنِی
الهى من را ببخش، و به من رحم کن، و به من عافیت ببخش، و من را هدایت کن، و به من رزق و روزى ببخش
(صحیح است - به روایت ابن ماجه)
ادامه مطلب ...
از بین نماز های نفلی نماز تسبیح فضیلت و ثواب زیادی دارد، نابود کنندۀ هر نوع گناه بزرگ و کوچک است، ازینرو آنحضرت صلی الله علیه و سلم این نماز را با بسیار تاکید و شفقت به کاکای خود حضرت عباس و بچه کاکایش حضرت جعفر و به حضرت عبد الله بن عمر و دیگر صحابه کرام تعلیم داده اند و همین یک امر به فضیلت و اهمیت این نماز کافی است، ازینرو علماء، صلحا، محدثین، فقها و صوفیاء کرام رحمهم الله این نماز را بسیار به اهتمام اداء کرده اندو به دیگران نیز آموخته اند، اینک در مورد فضیلت و طریق خواندن این نماز به این حدیث شریف توجه کنید: