نماز صلوات تسبیح سنت است یا بدعت؟
الحمدلله،
در مورد نماز تسبیح، برخی از علماء آنرا غیر مشروع میدانند، زیرا میگویند احادیث وارده در مورد نماز تسبیح ضعیف میباشند، و از این علماء میتواند شیخ بن عثیمین از علماء معاصر نام برد، و بعضی دیگر آنرا مشروع میدانند زیرا میگویند که گرچه روایات ضعیفی وارد شده است، ولی در مجموع این روایات حکم آنرا به مرحله "حسن" میرساند، و این مرحله جزو احادیث صحیح بشمار میرود، و از این علماء میتوان شیخ البانی از علماء معاصر نام برد، و مذهب شافعی و حنفی اعتقاد به صحت نماز تسبیح دارند.
در نتیجه اگر کسی اعتقاد به صحت این مسئله داشته باشد و آنرا بخواند اشکالی ندارد و اگر کسی اعتقاد به ضعف این موضوع داشته باشد و نخواند نیز اشکالی ندارد ولی نباید روی اشخاص دیگر انکار کند و عیب بگیرد.
و طریقه خواندن آن بدین صورت است:
چهار رکعت نماز میخواند، و در هر رکعت بعد از فاتحه و سوره 15 بار میگوید: "سُبْحَانَ اللَّهِ ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ، وَاللَّهُ أَکْبَرُ"، و سپس به رکوع میرود و 10 بار همان ذکر را تکرار میکند، و در قیامِ بعد از رکوع نیز 10 بار، و در سجود اول 10 بار، و در بین سجدتین 10 بار, و در سجود دوم 10 بار، و در بعد از سجود دوم کمی میشیند و 10 بار میگوید و سپس برای رکعت دوم بلند میشود و میایستد، و این را در هر 4 رکعت تکرار میکند، پس در هر رکعت 75 بار سُبْحَانَ اللَّهِ ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ، وَاللَّهُ أَکْبَرُ میگوید، و در مجموع 4 رکعت 300 بار این ذکر رامیگوید.
البته حدیث اگر ضعیف باشد، بازهم تعداد زیاد طرق آن باعث قوت آن نمی شود و هرچه باشد آن احادیث ضعیفند و نمی توان آنرا به قطع به پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت داد و لذا آن عبادت صحیح نیست.(صحیح فقه السنه سید سالم)
والله اعلم
وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
صلات التسبیح نـمازى که رسول اللهص در وصفش در حدیثى مى فرمایند :
( آیا بیآموزم شما را به چیزى که کفاره ده گناه گردد ، وقتیکه شما آنرا بجاى آورید خداوندأ گناهان شما را بى آمرزد ( گناهان صغیره و کیبره ) و آن اداى چها رکعت نماز صلات التسبیح است ) .
مولانا قاری شریف احمد در کتابش ( معلم الدین/ ص/140 ) میفرماید که درباره فضیلت این نماز احادیث متعـددى در کٌتب مُعتبر دینی بیان شده است و آن اینکه تمام گناهان فرد مسلمان مورد عفو و بخشش الله ذوالجلال قرارمیگیرد و درمورد اینکه این نماز چگونه بوجود آمده و به چه شکل اداى مى گردد ، در کُتب حدیث شریف چنین وارد شده است ...
روزى پیامبر اکرم حضرت محمدص این نماز را برای عموى ‹ کاکا › بزرگوار شان حضرت عباسس آمـوزش دادند و به ایشان فرمودند که ( در صورت توان روزانه و یا شبانه آن را بخوان و اگر توانایى خواندن آن در طول شبانروز نیست ، در هر روز جمعه و اگر احیاناً روز جمعه هم ممکن نیست ، در ماه یک مرتبه ولى اگر در طول ماه هم امکان نبود حداقل در سال یک مرتبه بخوان و اگر بالفرض در طــول سال هم ممـکن نبود پس اشکال ندارد می توانی در طول عمر یک مرتبه این نماز را بخوانی ) .
این نماز می تواند مفیدترین عمل جهت راه گشایى غلبه کردن بر شداید زمان باشد و مى تواند سپرى باشد درمقابل دفع رنج ومعصیت که گاهی انسان به آن مبتلا میگردد . این نماز غیر از اوقات مکروه ( وقت طلوع آفتاب، وقت زوال آفتاب- حدوداً ساعت ‹ 12- الی- 30: 12 › وقت غروب آفتاب ) در همه وقت خوانده می شود در هیچ جاى حدیثی درمورد اینکه این نماز درکدام موقع خوانده شود نیآمده است ولى بزرگان دین بهترین وقت برای خواندن این نماز را نیمه هاى شب بیان فرمودند زیرا که در نیمه هاى شب آرامـش مخصوصی وجود دارد خصوصاً شـب هاى زمستان زیرا شب هاى آن بلند است و آنحضرتص نیز درحدیثى فرمودند ( شـما شب هاى زمستان عـبادت کنید و روزهای آن را روزه نفلى بگیرید که کوتاه است ). در کتاب فقه میسر از دیدگاه مذهب حنفی بصورت فشرده طریق اداى این نماز چنین بیان شده است ...
طریق اداى نماز صلات التسبیح :
نماز صلات التسبیح داراى چهار رکعت است و کلمه هاى مبارکه ( سبحان الله و الـحمد الله و لااله الا الله و الله اکبر ) در این نـماز ‹ 300 › مرتبه تکرار مى شود طورى که در هر رکعتش ‹ 75 › مرتبه ذکر مى گردد و بالاخره 300= 75 × 4 › می شود و باید چنین خوانده شود ...
رکعت اول : مانند دیگر نمازها ابتداء نیت نماز صلات التسبیح را کرده بعداً ‹ الله اکبر › گفته و دست ها را می بندیم ‹ سبحانک اللهم وبحمدک... › را میخوانیم و بع از آن یعنى پیش از شروع ‹ اعوذ بالله ... بسم الله ... و قرائت ... › ‹ 15 › مرتبه کلمات ( سبحان الله والحمد الله ولااله الا الله و الله اکبر ) را میخوانیم و بعد از آن بترتیب ( اعوذ بالله... بسم الله ... و قرائت... ) خوانده میشود، این کلمات ( سبحان الله و الحمد الله و لااله الا الله والل اکبر ) را بعد از قرائت (10 مرتبه ) بعد از تسبیحات رکوع ( 10 مرتبه ) درقومه بعد از ربنا لک الحمد (10 مرتبه ) بعـد از تسبیـحات سجـده اول (10 مرتبه ) در جلسه ‹ نشستن بین دو سجده › (10 مرتبه ) در سجده دوم بعد از تسبیحات (10 مرتبه ) خوانده می شود که سرانجام ( 75 ) مرتبه می گردد به همین روش در رکعت دوم ، رکعت سوم و در رکعت چارم این کلمات بترتیب رکعت اول خوانده می شود .
توجه : حضرت ابو عثمان زاهدى: که یکى از دوستان خداوندأ و یکى از اولیاء زمان خویش بود می فرماید ( من بهترین عـمل برای مقابله و ستیزه با رنجها ومصائب روزگار را در نماز صلات التسبیح می بینم ) . پس معلوم می شود که حضرات ائمه و بزرگان دین و اکثریـت آنها زندگى شان با این نماز توأم بوده است. در اخیر اُمید است که پروردگارمتعال برمن و شما توفیق عمل به این نماز را عطا فرماید. ‹ آمین یا رب العالمین

نماز صلاه تسبیح
نمازی است که مجموعا" چهار رکعت است
و دو رکعت دو رکعت خوانده می شود
در این نماز در هر رکعت ۷۵ بار تسبیح
سُبحَان اللهِ و الحَمدُللهِ
وَ لا اِلَه اِلاّ اللهُ و اللهُ اَکبَر و لله الحمد
خوانده می شود .
حدیث پیامبر (ص )
روایت است که
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم
خطاب به عموی خود عباس ابن عبدالمطلب فرموده اند:
ای عباس! ای عموی من! آیا دوست نداری به تو یاد بدهم؟
نمی خواهی بر تو ببخشایم؟
دوست نداری تورا بهره مند سازم؟
آیا نمی خواهی چیزی را بر تو آموزش دهم
که هرگاه تو آن را انجام دهی، خداوند اولین و آخرین گناهانت،
گناهان قدیمی و جدیدت، گناهان عمدی یا سهوی ات،
گناهان صغیره و کبیره ات، گناهان پنهان و آشکارت را ببخشاید؟
آن گاه فرمودند :
هرگاه قادر باشی این نماز را در هر روز اداء کنی،
پس آنرا حتماً بخوان
اگر نتوانستی، در هر هفته یک بار آنرا اداء کن،
اگر قادر نبودی، پس در هر ماه یکبار آنرا بخوان،
اگر باز هم نتوانستی، آنرا در هر سال یکبار بخوان،
و اگر باز هم نتوانستی در عمر خود یکبار بجا آور.
هرگاه تو از نظر گناه و معصیت
بزرگترین فرد روی زمین باشی
باز خداوند متعال به برکت این نماز
گناهان تو را مغفرت کرده و می بخشاید.
در روایت دیگر آمده است که فرموده اند :
اگر گناهان تو به اندازه ی شن و ریگهای عالج
(اسم یک منطقه که در کثرت بیابان و شن شهرت دارد) باشد،
باز خداوند به برکت این نماز
آنها را مورد عفو و مغفرت خود قرار خواهد داد.طریقه خواندن نماز صلاه تسبیح
در رکعت اول بعداز خواندن سوره حمد
و سوره و یا آیات دیگر ۱۵ بار تسبیح
وقتی وارد رکوع شدیم ۱۰ بار تسبیح
و به هنگام برخاستن از رکوع و قیام کردن ۱۰ بار تسبیح
وقتی وارد سجده اول شدیم ۱۰ بار تسیح
به هنگام جلسه ( مابین دو سجده ) ۱۰ بار تسبیح
در سجده دوم ۱۰ باز تسبیح
و بعداز سجده دوم در جلسه
بعداز سجده دوم قبل از برخاستن
( قیام کردن ) که توقفی کوتاه در نشستن خواهیم داشت
۱۰ بار تسبح را می خوانیم.
(( تا این مرحله در یک رکعت نماز ۷۵ بار تبسیح گفته ایم ))
رکعت های بعدی نیز به همین منوال انجام می شود.
===========
فضیلت نماز تسبیح، به اندازه ای است که توصیه شده برای برآورده شدن حاجات و آمرزش گناهان این نماز خوانده شود و تا گرفتن حاجت بر آن مداومت داشته باشند. برخی از عالمان دینی برای کارهای مهم و نیز تسریع و تسهیل در امر ازدواج، خواندن نماز تسبیح را توصیه کرده اند:
این نماز به دلیل اینکه در تمام ارکان آن ذکر تسبیح گفته می شود به نماز تسبیح معروف شده است. البته نامهای دیگری نیز دارد، این نماز بدین جهت که هدیهای از جانب پیامبر اکرم صلی الله به جناب جعفر بود، نماز حَبوَه و نماز جعفر طیار نیز نامیده شده است.
جعفر، پسر عموی پیامبر صلی الله و برادر امام علی علیه السلام، از نخستین افرادی بود که به حضرت محمد صلوات الله علیه ایمان آورده بود. او سرپرستی عده ای از مسلمانان را به عهده داشت که به فرمانِ پیامبر از شهر مکه به سرزمینِ حبشه مهاجرت کرده بودند. به هنگام بازگشت رسول خدا به پیشواز او رفت و پس از خوشامگویی و ابراز شادمانی و صحبت های صمیمانه، حضرت فرمود که: «اى جعفر، برادرم، مى خواهى عنایت بزرگى کنم نسبت به تو؟ مى خواهى تو را عطیه و هدیه گران بهایى بدهم؟ مى خواهى تو را برگزینم؟» اطرافیان گمان کردند که طلا و نقره و یا سهم بزرگی از غنایم خیبر را به او عطا خواهد فرمود. جعفر گفت: بلى، پدر و مادرم فداىت شود؛ سپس رسول الله نماز تسبیح را به او تعلیم فرمود».[۱۴]
این نماز در کتاب اصول کافى، جلد ۳، صفحه ۴۶۵، حدیث ۱ و کتاب ارزشمند بحارالانوار، جلد ۸۸، صفحه ۱۹۳ به بعد، به نقل از کتابهای جمال الاسبوع، مصباح المتهجّد، منهاج الصلاح، بلد الامین، ثواب الاعمال و دیگر کتب نقل شده است.
=============
دعایی است که در هنگام افطاری نمودن در ماه رمضان می خوانند:
اَللّٰهُمَّ لَکَ صُمْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ وَعَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَعَلٰی رِزْقِکَ اَفْطَرْتُ
تــــرجـــــمه:
بارالها! برای تو روزه گرفتم و به تو ایمان آوردم و خاص بر تو اعتماد نمودم و با روزی تو روزه را افطار کردم.
••┈┈┈•✦ ✦•┈┈┈••
قال رسول الله ﷺ: لا یَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما عَجَّلُوا الفِطرَ (1)؛
مردم، تا وقتی که زود افطار می کنند، در نیکی اند.
قال رسول الله ﷺ: عَجِّلُوا الإِفطارَ و أخِّرُوا السَّحورَ. (2)؛
افطاری را زود بخورید و سحری را به تأخیر اندازید.
امام صادق (ع) ؛ اوّلین چیزی که پیامبر خدا روزه اش را با آن افطار می کرد، خرما بود(3)
منابع:
سایت تسنیم نیوز
1- صحیح البخاری: 2/ 692/1856، صحیح مسلم: 2/771/48، سنن الترمذی: 3/82/699، مسند ابن حنبل: 8/426/22868، کنز العمّال: 8/511/23886.
2- المعجم الکبیر: 25/163/ 395، اُسدالغابة: 7/310/7426، الفردوس: 2/10/2084، سلسلة الأحادیث الصحیحة: 4/375 /1773، کنز العمّال: 8/510/23879.
3- الکافی:4/153/6، المحاسن:2/341/2173، دعائم الإسلام: 2/111/363، بحار الأنوار: 96/314/15.
پادشاهی به درویشی گفت که مرا آن لحظه که تو را به درگاه حق، تجلّی و قرب باشد، یاد کن.
گفت که: «چون من در آن حضرت رسم و تابِ آفتاب آن جمال بر من زند، مرا از خود یاد نیاید؛ از تو چون یاد کنم؟! امّا چون حق تعالی بندهای را گُزید و مستغرق خود گردانید، هر که دامن او را بگیرد و از او حاجت طلبد، بی آنک آن بزرگ، نزد حق یاد کند و عرضه دهد، حق، آن را برآرد.»
فیه ما فیه؛ مولوی
بازگردانی: پادشاهی به درویشی گفت آن زمان که به درگاه خدا، نزدیک میگردی و تجلی(روشنایی) حق را میبینی ، به یاد من هم باش.
درویش گفت: «چون من به بارگاه ایزدی میرسم و نور زیبای خداوند بر من میتابد، من خودم را نیز از یاد میبرم؛ چگونه به یاد تو باشم؟! امّا هنگامی که خداوند بندهای را انتخاب کرد و غرق خود گردانید، هر کس به او متوسل شود و از او حاجتی بخواهد، بدون آنکه آن بزرگ، خدا را یاد کند و حاجت حاجتمند را به خداوند عرضه دهد(به درگاه خدا یاد کند و حاجت را اظهار کند)، خداوند، آن حاجت (خواسته) را برآورده گرداند.»
قلمرو زبانی: درویش: تهیدست و صوفی و سالک و عارف/ درگاه: پیشگاه / تو را: «را»ی دارندگی / تجلی: جلوه گری، روشنایی / قرب: نزدیکی(هم آواواره؛ غرب: باختر) / حضرت: بارگاه / تاب: تابش، فروغ / جمال: زیبایی، منظور خداوند است / زد: تابید / مرا از خود یاد نیاید: من خودم را نیز فراموش میکنم / چون: چگونه / چون: هنگامی که / گُزیدن: انتخاب کردن (بن ماضی: گزید، بن مضارع: گزین) / تعالی: برتر و والا / مُستَغرَق: غرق شده / حاجت: خواسته، نیاز/ مرجع «او»: بنده ای که مستغرق حق شده / عرضه دادن: ارائه دادن، اظهار و بیان کردن / برآوردن: اجابت کردن(بن ماضی: برآورد، بن مضارع: برآور) قلمرو ادبی: پادشاه، درویش: تضاد / چون نخست و دوم: جناس / از تو چون یاد کنم؟!: پرسش انکاری/ دامن کسی را گرفتن: کنایه از متوسل شدن /
==============
معنی:
پادشاهی به درویشی (عارفی) گفت: لحظه ای که در عبادت خدا، جمال حق بر تو
آشکار شد و مقام نزدیکی به خدا را کسب کردی، از من هم یادی بکن. عارف گفت:
اگر من به پیشگاه خدا برسم و زیبایی او مانند نور خورشید بر من بتابد، من
از خودم هم بیخبر میشوم، چگونه میتوانم از تو یاد کنم؟!
امّا وقتی خداوند بنده ای را انتخاب کرد و او را در عشق و محبّت خود غرق کرد، هرکس که به آن بنده التماس دعا کند و از او نیاز خود را بخواهد، بدون آن که آن انسان بزرگ در پیشگاه خداوند از آن شخص یاد کند و نیاز او را بیان نماید، خداوند آن حاجت را برآورده می کند و نیاز بنده را برطرف می نماید
قلمرو زبانی: درویش: فقیر، تهیدست، عارف، صوفی /مرا: از من /درگاه: بارگاه، پیشگاه، آستانه /در تجلّی: پدید آمدن، نمایان شدن، هویدایی / قُرب: نزدیکی، نزدیک شدن/ یاد کن: به خاطر بیاور /حضرت: پیشگاه، درگاه الهی /تاب: فروغ، پرتو /جمال: زیبایی، نیکویی / زَنَد: بتابد/ گُزید: برگزید، انتخاب کرد /مستغرق: مجذوب، شیفته؛ / مستغرق گشتن: حیران و شیفته شدن/ حاجت: نیاز، درخواست /عرضه دهد: عرض کند، اظهار کند، بیان کند، به زبان آورد، بگوید / برآرد: برآورده میکند.
قلمرو ادبی:
آفتاب جمال: اضافه تشبیهی/ زدن آفتاب: کنایه از تابیدن نور /گرفتن دامن: کنایه از التماس و تمنّا /عرضه دادن: کنایه از بیان کردن /برآوردن: کنایه از اجابت کردن /تاب و آفتاب و زدن: مراعات نظیر (تناسب).
===========
پادشاهی به عارفی گفت: «هنگامی که به خدا نزدیک میشوی و نور حق در دلت میتابد، مرا یاد کن».
عارف گفت: «هنگامی که من در پیشگاه حضرت حق حاضر میشوم و پرتو آفتاب حق بر من میتابد، خودم را هم فراموش میکنم؛ چگونه از تو یاد کنم؟! امّا هنگامی که حق تعالی، بندهای را انتخاب کند و غرق در معنویات خود گرداند، هر کس به او متوسل شود، بدون اینکه آن بزرگوار در پیشگاه حق چیزی بگوید و طلبِ حاجت کند، خداوند حاجتش را برآورده میسازد.»
درویش: رهرو، عارف ـ تجلّی: روشنی، ظهور، تابش ـ قرب: نزدیکی، قدر، منزلت ـ تاب: پرتو، تابش ـ جمال: زیبایی، وجاهت ـ زَنَد: بتابد ـ گُزید: انتخاب کرد ـ مستغرق: مجذوب، کسی که سخت سرگرم کاری باشد ـ دامن او را بگیرد: به او متوسل شود ـ عرضه دهد: ارائه دهد، اظهار کند ـ برآرد: اجابت کند
چون، چون ← جناس
آفتاب جمال ← تشبیه
از تو چون یاد کنم؟! ← پرسش انکاری
دامن او را بگیرد ← کنایه از متوسل شدن
اگر کسی بگوید به فرض اینکه ابوبکر خلیفه اول همراه پیامبر در غار بوده است آیه ۴۰ سوره توبه هیچ فضیلتی برای اونیست . اگر منظور “ان الله معنا” “خدا با ماست” که هیچ دلیلی نیست که این معیت معیت خاصه باشد چرا که در آیه ۸سوره مجادله آمده که “آیا ندیدی وندانستی که آنچه در آسمانها وزمین است خدا بر آن آگاه است اگر چنانچه سه نفربا هم راز گویند خدا چهارمین آنهاست… وهرکجا که باشند خدا با آنهاست” همانطورکه معلوم شد خدا با همه است چه افراد خوب وچه افراد بد)
موضعگیریهای ابوبکر صدیق رضی الله عنه
از ابوبکر صدیق رضی الله عنه در مسیر دعوت الی الله مواضع حکیمانهای به ثبت رسیده است که دلالت بر عظمت شأن و مقام و صداقت وی با الله متعال میکند؛ اکنون برای مثال به برخی از این مواضع اشاره میکنیم.
دفاع ابوبکر صدیق رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم و نصرت و یاری ایشان
از عروة بن زبیر رضی الله عنه روایت است که میگوید: «به عبدالله بن عمرو بن عاص گفتم: مرا از شدیدترین رفتاری که مشرکان با رسول الله صلی الله علیه وسلم داشتند خبر بده؟ گفت: درحالیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حجر کعبه (حطیم) نماز میخواند، عقبة بن ابی معیط آمده و شانهی رسول الله صلی الله علیه وسلم را گرفت و لباسش را بر گردن رسول الله صلی الله علیه وسلم پیچید و به شدت فشرد و خواست او را خفه کند که ابوبکر رضی الله عنه آمده و شانه عقبة را گرفت و او را از رسول الله صلی الله علیه وسلم دور نموده و گفت: ﴿أَتَقۡتُلُونَ رَجُلًا أَن یَقُولَ رَبِّیَ ٱللَّهُ وَقَدۡ جَآءَکُم بِٱلۡبَیِّنَٰتِ مِن رَّبِّکُمۡۖ﴾ [غافر: 28]، «آیا مردی را میکشید که میگوید: پروردگار من الله است؟»[1].
ابوبکر رضی الله عنه شجاعترین مردم بود. روایت شده که علی بن ابیطالب رضی الله عنه خطبه خوانده و گفت: «ای مردم، به من بگویید شجاعترین مردم کیست؟ گفتند: خودت، ای امیر مومنان؛ علی رضی الله عنه فرمود: موضعگیریهای ابوبکر صدیق رضی الله عنه.
از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده که فرمودند: «لَمَّا کَذَّبَتْنِی قُرَیْشٌ قُمْتُ فِی الحِجْرِ فَجَلَّى اللَّهُ لِی بَیْتَ الْمَقْدِسِ، فَطَفِقْتُ أُخْبِرُهُمْ عَنْ آیَاتِهِ وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَیْهِ»[2] «هنگامیکه قریش (اسراء و معراج رفتن) مرا تکذیب کردند، در حجر اسماعیل (همان دیوار کوچک ملحق به کعبه) ایستادم. الله عزوجل بیت المقدس را به من نشان داد و درحالیکه به سوی آن نگاه میکردم نشانههایش را به قریش میگفتم».
ادامه مطلب ...