کیمیای روح

رنگین کمان عشق دوباره طلوع کن

کیمیای روح

رنگین کمان عشق دوباره طلوع کن

خواندن خدا

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ‏    غافر ۶۰

«و پروردگارتان‌ فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت‌ کنم» مراد از «دعاء: خواندن‌»،


  ادامه مطلب ...

خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد!

إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ ۚ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِیمًا

خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد! و غیر از آن را براى هر که بخواهد مى‌بخشاید، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهى بزرگ بربافته است.


 
ادامه مطلب ...

تکتف یا بستن دست ها در نماز

اهل سنت می گویند در نماز بایستی دست راست را روی دست چپ گذاشت و این را نماز رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می دانند و روایاتی نیز در کتب روایی خود آورده اند که می توان گفت 8 روایت است و ادعا می کنند اینها را 20 نفر از صحابه پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل کرده اند. این روایات عبارتنداز:
1. مالک از ابی حازم از سهل بن سعد آورده که مردها مأمور بودند در نماز دست راست را بر روی دست چپ بگذارند.[1]
این روایت را احمد بن حنبل در مسند احمد، ج5، ص336، محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح بخاری، ج1، ص18، بیهقی در السنن الکبری، ج2، ص28 و... هم با عباراتی شبیه این روایت نقل کرده اند.
2. یحیی از عبدالکریم بن ابی المخارق بصری نقل می کند که از فرمایشات پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود: ... گذاشتن دست راست بر روی دست دیگر در نماز و عجله در پرداخت فطره...[2]
3. از وائل بن حجر نقل شده که به نماز خواندن پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نگاه می کردم، دیدم قیام نمود و تکبیر گفت و سپس دست راستش را بر پشت دست چپ نهاد.[3]
4. ابی عثمان گفته: ابن مسعود در نماز دست چپ را روی دست راست گذاشته بود که پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ دیدند و آمدند دست راستش را روی چپ نهادند.[4]
5. قبیضه از هُلب نقل می کند که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را در نماز دیدم، دست راستش را روی دست چپ خود گذاشته بودند.[5]
6. نافع از ابن عمر نقل می کند که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: ما پیامبران به سه چیز امر می کنیم: عجله در پرداخت فطریه، تأخیر در سحری و گذاشتن دست راست بر روی دست چپ در نماز.[6]
7. از امیرمؤمنان نیز نقل کرده اند که فرموده باشند مراد از آیه «فصل لربک وانحر» در سوره کوثر این است که نمازگزار در نماز دست راستش را روی دست چپ گذارد.[7] این روایت را از ابن عباس نیز آورده اند.
8. باز گفته اند: وقتی علی بن ابی طالب تکبیرة الاحرام می گفت، دست راستش را روی دست چپ می نهاد و تا رکوع بر نمی داشت مگر برای درست کردن لباس و... .[8]
پی نوشت ها:
[1] . مالک بن انس، الموطأ، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1406ق، ج1، ص159.
[2] . همان.
[3] . بیهقی، احمد؛ السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج2، ص28.
[4] . همان.
[5] . بیهقی، السنن الکبری، ج2، ص29 و ص31.
[6] . همان.
[7] . همان.
[8] . همان.

بحث وضو

الف- متن روایت شستن پا در وضو در کافی

مرحوم شیخ کلینی روایت را با این سند و متن نقل کرده است:

«عِدَّةٌ مِنْ اَصْحَابِنَا عَنْ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ اَبِی دَاوُدَ جَمِیعاً عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَبْنِ اَیُّوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ اَبِی بَصِیرٍ عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام. قَالَ: اِذَا نَسِیتَ فَغَسَلْتَ ذِرَاعَکَ قَبْلَ وَجْهِکَ فَاَعِدْ غَسْلَ وَجْهِکَ ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَیْکَ بَعْدَ الْوَجْهِ فَاِنْ بَدَاْتَ بِذِرَاعِکَ الْاَیْسَرِ قَبْلَ الْاَیْمَنِ فَاَعِدْ غَسْلَ الْاَیْمَنِ ثُمَّ اغْسِلِ الْیَسَارَ وَ اِنْ نَسِیتَ مَسْحَ رَاْسِکَ حَتَّی تَغْسِلَ رِجْلَیْکَ فَامْسَحْ رَاْسَکَثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَیْکَ»[5].

[5] . الکلینی الرازی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، ج ۳، ص ۳۵- حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج ۱، ص ۳۱۸.


امام صادق (علیه السّلام) فرمود: هرگاه فراموش کردی و پیش از شستن صورت، دست خود را شستی، برگردید و صورتت را بشویید و بعد از آن دست خود را بشویید. اگر فراموش کردی و پیش از دست راست، دست چپ را شستی، برگرد و دست راستت را بشوی و بعد از آن دوباره دست چپ را بشوی. اگر مسح سرت را فراموش کردی و به شستن پاها پرداختی، برگرد و سر خود را مسح کن و بعد از آن دوباره پاهای خود را بشویید.

 روایت شستن پا در منابع اهل سنت

ابن ابی شیبه روایتی را درباره شستن پا در وضوی امیرمؤمنان (علیه السّلام) روایت کرده است:
«حدثنا شَرِیکٌ عن خَالِدِ بن عَلْقَمَةَ عن عبد خَیْرٍ عن عَلِیٍّ قال تَوَضَّاَ فَمَضْمَضَ ثَلاَثًا وَاسْتَنْشَقَ ثَلاَثًا من کَفٍّ وَاحِدٍ وَغَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاَثًا ثُمَّ اَدْخَلَ یَدَهُ فی الرَّکْوَةِ فَمَسَحَ رَاْسَهُ وَغَسَلَ رِجْلَیْهِثُمَّ قال هذا وضوء (وضوؤ) نَبِیِّکُمْ صلی الله علیه وسلم»[27].

[27] . ابن‌ابی شیبة، عبدالله بن محمد، مصنف ابن ابی شیبة، ج ۱، ص ۱۶.

عبد خیر بن یزید از حضرت علی (علیه السّلام) نقل کرده است که ایشان وضو گرفت و سه مرتبه آب در دهان  انداخت و با یک کف آب، سه مرتبه استنشاق (آب در بینی) کرد. سه مرتبه صورت را شست و سپس دستش را داخل ظرف آب برد و پس از آن، سرش را مسح کرده و پاهایش را شست و سپس فرمود: این وضوی پیامبر ص شما بود.

====================

سلام علیکم


حدیثی که درباره وضو از پیامبر آمده بود و حدیثی که ابوهریره از پیامبر روایت کرده بود را خوندم.دو سوال برام پیش آمد. شما می توانید کمک کنید؟
در قرآن خونده ام که (وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ) ولی تو این روایت خواندم که پیامبر بجای مسح از واژه غسل(شستن) استفاده کرده اند.

علت اختلاف این روایت با قرآن چیست و در این جا کدامشان بر کدام مقدم است؟
سوال دوم. اینکه روایتی که از ابوهریره بود چرا ایشان باید(این جریان را) مخفی کنند؟ مگر در دین تقیه هست؟
ثانیا: اینکه مگر در روایتی که از خود پیامبر آمده٬ آن حضرت محدوده شستن دستها را معین نکرده اند؟ پس چرا ابوهریره محدوده وسیعتری رو بیان کرده است؟! دراین تعارض بین این دو روایت کدام بر دیگری ارجحیت دارد؟
خدا شما را در دنیا و آخرت راضی گرداند
ضمنا من عربی می دانم اگر منابعی باشد که جواب این دو سوال رو داشته باشد چه به فارسی یا عربی کمکی به من بکند دعاگو خواهم بود.  

جـــــــــــــــــــواب  

 

برادر عزیز و گرامی قبل از همه چیز وعلیکم السلام ورحمة الله و برکاته .

برادر عزیزم قبل از اینکه به سوالات شما پاسخ دهم مناسب می دانم که آن دو روایتی که شما در وبلاگ بنده خوانده اید و برایتان این سوالات پیش آمده است را دو باره با الفاظ عربی و ترجمه فارسی آنها ذکر کنم تا که پاسخی که در این باره داده می شود برای شما و دیگر خوانندگان کاملا واضح گردد ، آن دو روایت از قرار زیر می باشند:

(1) عن عَمْرَو بْنَ عَبَسَةَ یَقُولُ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ الْوُضُوءُ قَالَ أَمَّا الْوُضُوءُ فَإِنَّکَ إِذَا تَوَضَّأْتَ فَغَسَلْتَ کَفَّیْکَ فَأَنْقَیْتَهُمَا خَرَجَتْ خَطَایَاکَ مِنْ بَیْنِ أَظْفَارِکَ وَأَنَامِلِکَ فَإِذَا مَضْمَضْتَ وَاسْتَنْشَقْتَ مَنْخِرَیْکَ وَغَسَلْتَ وَجْهَکَ وَیَدَیْکَ إِلَى الْمِرْفَقَیْنِ وَمَسَحْتَ رَأْسَکَ وَغَسَلْتَ رِجْلَیْکَ إِلَى الْکَعْبَیْنِ اغْتَسَلْتَ مِنْ عَامَّةِ خَطَایَاکَ فَإِنْ أَنْتَ وَضَعْتَ وَجْهَکَ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ خَرَجْتَ مِنْ خَطَایَاکَ کَیَوْمَ وَلَدَتْکَ أُمُّکَ.

عمروبن عبسه رضی الله عنه می فرماید:من گفتم ای رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) وضو چگونه است؟(رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) اما وضو؛ همانا هر گاه که خواستی وضو بگیری زمانی که دستانت را شستی تا اینکه آنها را صاف نمودی گناهان از میان ناخن هایت  و انگشتانت بیرون می شود و هر گاه دو سوراخ بینیت را آب کشیدی و چهره و دو دستت را تا دو آرنج شستی و سرت را مسح کردی و دو پایت را تا دو قوزک شستی از تمام گناهانت غسل نموده ای و اگر تو چهره ات را برای الله عزوجل بر زمین گذاشتی (یعنی نماز خواندی)از گناهانت همانند روزی که مادرت ترا زایده بیرون شده ای .

(سنن نسائی کتاب الطهارة حدیث شماره 147)

(2)عَنْ أَبِی حَازِمٍ قَالَ کُنْتُ خَلْفَ أَبِی هُرَیْرَةَ وَهُوَ یَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ وَکَانَ یَغْسِلُ یَدَیْهِ حَتَّى یَبْلُغَ إِبْطَیْهِ فَقُلْتُ یَا أَبَا هُرَیْرَةَ مَا هَذَا الْوُضُوءُ فَقَالَ لِی یَا بَنِی فَرُّوخَ أَنْتُمْ هَاهُنَا لَوْ عَلِمْتُ أَنَّکُمْ هَاهُنَا مَا تَوَضَّأْتُ هَذَا الْوُضُوءَ سَمِعْتُ خَلِیلِی صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ تَبْلُغُ حِلْیَةُ الْمُؤْمِنِ حَیْثُ یَبْلُغُ الْوُضُوءُ.

از ابو حازم روایت است که من پشت سر ابوهریره بودم که ایشان برای نماز وضو میگرفت ایشان دستانش را می شست تا که به زیربغهایش می رساند ،من گفتم:ای ابوهریره این چه کاری است که در وضو انجام می دهی ، ایشان به من گفت : ای فرزندان فرّوخ شما اینجا هستید من اگر می دانستم که شما اینجا هستید با این روش وضو نمی گرفتم من از دوستم (محمد) صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرماید:زیورات مؤمن تا جای می رسد که وضواش می رسد.

(سنن نسائی کتاب الطهارة حدیث شماره 149)

برادر عزیز و گرامی هدف سوال اول شما این است که در روایتی که عمروبن عنبسه رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم روایت نموده در آن از شستن پاها تا قوزک حرف زده شده و لی در قرآن از مسح پاها سخن به میان آمده است ، و به نظر شما در این حدیث با آیه قرآن تضادی وجود دارد و درصورت تضاد کدام یک ترجیح دارد.

خدمت برادر عزیز وگرامی عرض شود که در میان این آیه و این حدیث هیچ تضادی وجود ندارد و هردو بیانگر این اند که پاها باید در وضو شسته شود ، واما حدیث که واضح است که در آن بصراحت واژه غسل که همان شستن بکار برده شده است ولی درقرآن چنین آمده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ ........(6) (سوره مائده).

یعنی : ای کسانی که ایمان آورده اید هرگاه که خواستید برای نماز بپا خیزید پس باید که چهرهایتان را بشویید و دستان را تا آرنج ها (نیز بشوید) و بر سرهایتان مسح نموده وپاهایتان را تا دوقوزک (بشویید) .....

شما برادر عزیز اگر به اعراب کلمه (بِرُءُوسِکُمْ) توجه کنید می بیند که کلمه (رُءُوسِ)مجرور است چون حرف (باء) که از حروف جاره است بر سرآن آمده است ، ولی (أَرْجُلَ) منصوب است و مجرور نیست ،حالا خوب دقت فرمایید که اگرکلمه (أَرْجُلَ) عطف برکلمه (رُءُوسِ) می بود باید همانند او مجرور می شد آن وقت معنای آیه می شد : بر سرهایتان و پاهایتان تا دو قوزک مسح کنید ، ولی وقتی که کلمه (رُءُوسِ) مجرور و کلمه (أَرْجُلَ) منصوب است معلوم می شود که کلمه (أَرْجُلَ)عطف بر دوکلمه (وُجُوهَ)و(أَیْدِیَ) است که هر دو آنها منصوب اند؛ واین دستور زبان عربی است که معطوف و معطوف علیه یک اعرابی دارند و از نظر حکم نیز یک حکمی دارند ، پس در این وقت معنای آیه این گونه می شود (ای کسانی که ایمان آورده اید هرگاه که خواستید برای نماز بپا خیزید پس باید که چهرهایتان را بشویید و دستان را تا آرنج ها (نیز بشوید) و بر سرهایتان مسح نموده وپاهایتان تا دوقوزک (بشویید) .

حالا یک سوال پیش می آید که چرا الله متعال به همراه چهره و دستان؛ پاها را که حکم آنها شستن ذکر نکرده بلکه بعد از مسح سر ذکر کرده است؟

در جواب باید گفت : اولا: این کار برای این شده تا ترتیب وضو به هم نخورد ،در ثانی : از نظر عربی چه آنگونه می آمد و چه اینگونه که آمده است در حکم هیچ فرقی نمی کند و هر دو بیانگر شستن پاها اند.

پس با این توضیح و تشریح در میان این حدیث و آیه هیچ تضاد نیست بلکه بر عکس هر دو یکدیگر را تأیی می کنند لذا نیازی نیست که یکی را بر دیگری مقدم داریم و دیگری را ترک کنیم زیرا هر دو یک جریان را بیان می کنند که همان شستن پاها در وضو باشد.

واما سوال دوم این برادر عزیز که چرا ابوهریره خواستند این نوع وضوگرفتن رامخفی کنند؟ مگر در دین تقیه هست؟
وثانیا: مگر در روایتی که از خود پیامبر آمده٬ آن حضرت محدوده شستن دستها را معین نکرده اند؟ پس چرا ابوهریره محدوده وسیعتری رو بیان کرده است؟! دراین تعارض بین این دو روایت کدام بر دیگری ارجحیت دارد؟

از آنجائی که در این سوال برادر عزیز مان چند سوال نهفته است بهتر است که به هر یک از آنها جدا گانه پاسخ داده شود تا حقیقت امر بهتر واضح گردد.

1- چرا ابوهریره خواستند این نوع وضوگرفتن رامخفی کنند؟

جواب:از آنجای که این نوع وضو گرفتن که اعضای وضو از حد فرض بیشتر شسته شود واجب نیست و یک امر استحبابی است و شاید بسیاری حکمت و علت آن را درک نکنند؛ ابوهریره رضی الله عنه خواستند که این روش وضو گرفتن را مخفی بدارند و به طور عموم برای همه گان بیان نکنند ولی چون آن فرد ابوهریره رضی الله عنه را دیدند که به این روش وضو می گیرند از ایشان علت و حکمت آن را پرسیدند و ابوهریره رضی الله عنه توضیح دادند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:(زیورات مؤمن تا جای می رسد که وضواش می رسد).یعنی در قیامت بر اعضای وضوی اهل ایمان زیورات پوشانده می شود و این اعضا هر چند از حد فرض بیشترشسته شود در قیامت به همان اندازه زیوربیشتری پوشانده خواهد شد لذا ابوهریره رضی الله عنه این اعضا را بیشتر از حد فرض می شستند تا قیامت از زیورات بیشتری بهرمند شوند.

2- آیا در دین تقیه هست؟

آری تقیه در اسلام در موارد حاد و خاص که خطرجانی و یا مالی شدید وجود داشته باشد وجود دارد واگرشماجریان عمار یاسررضی الله عنه که در روایات و تاریخ آمده را بررسی نمایید بیانگر همین مطلب است .

ناگفته نماند که ابوهریره رضی الله عنه در اینجا تقیه ننمودند بلکه همانگونه که گفتم ایشان نمی خواستند یک امر استحبابی را آشکارا انجام دهند.

3-آیا در روایتی که از خود پیامبر آمده٬ که آن حضرت محدوده شستن دستها را معین نکرده اند؟

درجواب این قسمت از سوال برادرمان باید گفت در قرآن کریم و احادیث پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم محدوده فرضی و واجبی سشتن دستها تا آرنجها بیان شده است ولی در حدیث ابوهریره رضی الله عنه محدوده استحبابی آن بیان شده است واین محدوده استحبابی را ابوهریره رضی الله عنه از حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر داشت نموده اند.

4- چرا ابوهریره محدوده وسیعتری رو بیان کرده است؟!

آری همانگونه که قبلا گفته شد ابوهریره رضی الله عنه بنا بر برداشت از حدیثی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: (زیورات مؤمن تا جای می رسد که وضواش می رسد). محدوده وسیعتری را بیان نمودند که شتن دستها تا به این حد مستحب است و واجب نیست .

5-دراین تعارض بین این دو روایت کدام بر دیگری ارجحیت دارد؟

بعد از این توضیحات مشخص شد که احادیثی که از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده و در آنها آمده که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در وضو دستانشان را تا آرنجها می شتند با این روایت ابوهریره رضی الله عنه که ایشان در وضو دستانشان را تا زیر بغلهایشان شسته اند هیچ تعارضی ندارد زیرا آنچه در احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آمده جریان فرضی و واجبی است و حدوده فرض معین شده است ولی آنچه در روایت ابوهریره رضی الله عنه آمده جریان استحبابی است که ازاین گفته رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (زیورات مؤمن تا جای می رسد که وضواش می رسد). برداشت شده است.

در آخر به این برادر عزیزو گرامی عرض کنم شما می توانید به تفاسیر مهم اهل سنت همانند تفسیر ابن کثیر و طبری و دیگر تفاسیر؛ تحت آیه (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ ........(6) (سوره مائده). رجوع کنید و توضیحات بیشتری را در این باره دریافت نمایید.

لباس سیاه لباس فرعون در روایات

 امام علی علیه السّلام فرمودند: لا تَلْبِسُوا السَّوادَ فَاِنَّهُ لِباسُ فِرْعَوْنَ لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است. (بحارالانوار، ج۸۳، ص۲۴۸)
« عن ابی بصیر عین ابی عبدالله قال حدّثنی ابی عن جدّی عن ابیه عن أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) قال فِیمَا عَلَّمَ أَصْحَابَهُ لَا تَلْبَسُوا السَّوَادَ فَإِنَّهُ لِبَاسُ فِرْعَوْنَ» 
از جمله مطالبى که امام علی(ع) به اصحاب خویش می‌آموختند یکى این بود: لباس سیاه بر تن مکنید که آن لباس فرعون است.
شیخ صدوق این حدیث را در کتاب «من لا یحضره الفقیه» بدون سند ذکر می‌کند، اما در کتاب «علل الشرائع» این گونه ذکر می‌کند:
«وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ [أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یحْیى الْعَطَّار] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى الْیقْطِینِی عَنِ الْقَاسِم‏ بْنِ یحْیى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع)».
بنابر تحقیق در منابع رجالی، تمام راویان این حدیث ثقه و مورد اطمینان هستند، به همین جهت این روایت، صحیح و مسند است.

===================
رنگ کفش از نظر طب اسلامی وسنتی

✍️امام صادق علیه السلام:

کفش سیاه چشم را ضعیف، توان جنسی را سست و انسان را افسرده می کند.همچنین لباس جباران است! هیچکس کفش سیاه نمی پوشد مگر اینکه به سبب آن تکبر ورزد